فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ یا رب به فقیریم ترحم فرما
- شمارهٔ ۲ ای مایهٔ ناز من ترحم فرما
- شمارهٔ ۳ عشقت ز دیارها برآورد مرا
- شمارهٔ ۴ گردید وداع یار واجب ما را
- شمارهٔ ۵ گفتی که مبین تو صورت زیبا را
- شمارهٔ ۶ رفتم بر یار و قدر نشناخت مرا
- شمارهٔ ۷ خوار آنکه تو از نظر فگندی او را
- شمارهٔ ۸ زان ذوق جفا که در سرشت است مرا
- شمارهٔ ۹ تا مهر رخ تو در نظر بود مرا
- شمارهٔ ۱۰ این دل باشد دلیل در راه خدا
- شمارهٔ ۱۱ ای همنفسان که یار غارید مرا
- شمارهٔ ۱۲ ای در قدمت امن و امان زود بیا
- شمارهٔ ۱۳ ای عشق گرانقدر سبکسیر بیا
- شمارهٔ ۱۴ مالید غم زمانه گوش دل ما
- شمارهٔ ۱۵ رفت آنکه رخت پیش نظر بود مرا
- شمارهٔ ۱۶ آن روز که درد هجر شد روزی ما
- شمارهٔ ۱۷ یارن گویید شوخ طناز مرا
- شمارهٔ ۱۸ تا کی به جهان کشیم تاب و تب را
- شمارهٔ ۱۹ پروای رخ زرد کسی نیست
- شمارهٔ ۲۰ دل رفت و به دل گشت به غم عیش و طرب
- شمارهٔ ۲۱ ای کرده می حسن؟؟؟ مست و خراب
- شمارهٔ ۲۲ سوگند به جان تو جان مایی مطرب
- شمارهٔ ۲۳ از قید جهالتم برآور یارب
- شمارهٔ ۲۴ یا رب کارم همیشه بیراه رویست
- شمارهٔ ۲۵ افسوس کزین مرحله میباید رفت
- شمارهٔ ۲۶ جانان غیر از جفا نکردی و گذشت
- شمارهٔ ۲۷ پیری آمد ز چهره زیبایی رفت
- شمارهٔ ۲۸ ایام شباب و کامرانی بگذشت
- شمارهٔ ۲۹ تیرش سوی من که از خطا افتاده است
- شمارهٔ ۳۰ آزادی ما رفت اسیری مانده است
- شمارهٔ ۳۱ یک لحظه ز افلاس دلم بیغم نیست
- شمارهٔ ۳۲ عشق است که آن نعمت الوان منست
- شمارهٔ ۳۳ شکر تو گذاریم زبانی تا هست
- شمارهٔ ۳۴ دیدیم جهان کلفت آن بیریب است
- شمارهٔ ۳۵ پیریست دلا چه موقع ما و من است
- شمارهٔ ۳۶ از جانب او خشم و عتاب و کین است
- شمارهٔ ۳۷ در مدرسهها که دور دور عقل است
- شمارهٔ ۳۸ الله تو فریادرسی را بفرست
- شمارهٔ ۳۹ آن طفل که مست سلفر نادانی است
- شمارهٔ ۴۰ در دور کمانداری چشم مستت
- شمارهٔ ۴۱ دل در غم عشق دلبران خواهد سوخت
- شمارهٔ ۴۲ درزی پسری پیشهٔ خود میآموخت
- شمارهٔ ۴۳ تا هست ز دل اثری تمنا هم هست
- شمارهٔ ۴۴ جانم که گرفتار تن ظلمتزاست
- شمارهٔ ۴۵ گرچه فلکم دور فکند از کویت
- شمارهٔ ۴۶ در حلقهٔ ارباب ورع بارم نیست
- شمارهٔ ۴۷ از بس ز جفای تو دل آزرده شده است
- شمارهٔ ۴۸ تا دل پی کسب بیقراری شده است
- شمارهٔ ۴۹ خط آمد و غمزهات ز کار افتاده است
- شمارهٔ ۵۰ در بر سلوک عالمی حیران است
- شمارهٔ ۵۱ گر در پی یار خوبرو باید رفت
- شمارهٔ ۵۲ نی خواب مرا قبول دارد نی زشت
- شمارهٔ ۵۳ از ناز مکن جگرخراشی ای دوست
- شمارهٔ ۵۴ رفتی و به من جسم حقیری مانده است
- شمارهٔ ۵۵ سقاپسری که نام او بود حیات
- شمارهٔ ۵۶ بوجهلی ارباب اول بیریب است
- شمارهٔ ۵۷ هر لحظه به عاشقان به رنگیست دلت
- شمارهٔ ۵۸ ای گشته مرا حال تبه از دستت
- شمارهٔ ۵۹ جانا ز دوروزه دوریت دل ریش است
- شمارهٔ ۶۰ گویم به تو آنچه تحفهٔ ملتان است
متن اشعار به نقل از گنجور.