پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

رباعیات

شمارهٔ ۱۴۹

در کار تو جانا به دل و جان چسبیم

بر هرچه کنی به بنده فرمان چسبیم

گر خدمت زلف خود مرا فرمایی

همچون شانه به دست و دندان چسبیم

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۵۱من کی دلشاد و لب خندان دیدم
  2. شمارهٔ ۱۵۲مستوجب طعنهٔ دمادم ماییم
  3. شمارهٔ ۱۵۳سودازدهٔ زلف سیاه‌فام توایم
  4. شمارهٔ ۱۵۴افتاده هوای عشق دیگر به سرم
  5. شمارهٔ ۱۵۵ای دنیا کارخانه‌ات عقبی هم
  6. شمارهٔ ۱۵۶احوال عیان است گزارش چه کنم
  7. شمارهٔ ۱۵۷از اهل جهان وضع جدایی دارم
  8. شمارهٔ ۱۵۸از تیر جفا ای بت کافرکیشم
همه‌ی رباعیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.