پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

رباعیات

شمارهٔ ۱۴۳

فرهاد که بهر دوست شد دشمن کام

در کندن چوی شیر چون کرد اقدام

می‌گفت دمی که تیشه می‌زد بر سنگ

متی‌السعی رب منک الا تمام

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۴۵از اهل دول مدار چشم انعام
  2. شمارهٔ ۱۴۶هرچند نهند دوستان صد نامم
  3. شمارهٔ ۱۴۷جانا وصفت به صد طرب می‌گویم
  4. شمارهٔ ۱۴۸در بزم تو من ز بی‌نصیبان شده‌ام
  5. شمارهٔ ۱۴۹در کار تو جانا به دل و جان چسبیم
  6. شمارهٔ ۱۵۰من رخت ز کوی یار بردم رفتم
  7. شمارهٔ ۱۵۱من کی دلشاد و لب خندان دیدم
  8. شمارهٔ ۱۵۲مستوجب طعنهٔ دمادم ماییم
همه‌ی رباعیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.