فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۹۰۱ زهی ز عارض گلرنگ، خونی می ناب
- غزل شمارهٔ ۹۰۲ سبکسری که اسیر هواست همچو حباب
- غزل شمارهٔ ۹۰۳ هوا چکیده نورست در شب مهتاب
- غزل شمارهٔ ۹۰۴ بهشت بر مژه تصویر می کند مهتاب
- غزل شمارهٔ ۹۰۵ مریز آب رخ خود مگر برای شراب
- غزل شمارهٔ ۹۰۶ ز بس به می شدم آلوده چون سبوی شراب
- غزل شمارهٔ ۹۰۷ بهار نغمه تر ساز می کند سیلاب
- غزل شمارهٔ ۹۰۸ ندیده چشم چنین آهوی ختا در خواب
- غزل شمارهٔ ۹۰۹ غضب ستیزه گر و عقل قهرمان در خواب
- غزل شمارهٔ ۹۱۰ عرقفشانی آن گلعذار را دریاب
- غزل شمارهٔ ۹۱۱ درون گنبد گردون فتنه بار مخسب
- غزل شمارهٔ ۹۱۲ آمد سحر به خانه من یار، بی حجاب
- غزل شمارهٔ ۹۱۳ از اشک بلبل است رگ تلخی گلاب
- غزل شمارهٔ ۹۱۴ ای خوشه چین سنبل زلف تو مشک ناب
- غزل شمارهٔ ۹۱۵ تا گل ز عکس عارض او چیده است آب
- غزل شمارهٔ ۹۱۶ جای صدف بود ز گرانی زمین در آب
- غزل شمارهٔ ۹۱۷ از چشم نیم مست تو با یک جهان شراب
- غزل شمارهٔ ۹۱۸ صبح گشادهروی بوَد در حجاب شب
- غزل شمارهٔ ۹۱۹ بردار دل ز عالم خاکی، صفا طلب
- غزل شمارهٔ ۹۲۰ آیینه شو وصال پری طلعتان طلب
- غزل شمارهٔ ۹۲۱ از لعل و گهر گرچه گرانسنگ شود آب
- غزل شمارهٔ ۹۲۲ طی شود در یک نفس آغاز و انجام حیات
- غزل شمارهٔ ۹۲۳ عالمی را روی شرم آلود او دیوانه ساخت
- غزل شمارهٔ ۹۲۴ از چه و زندان برآمد هر که روح از تن شناخت
- غزل شمارهٔ ۹۲۵ روی گرم مهر اگر ذرات عالم را نواخت
- غزل شمارهٔ ۹۲۶ هر که را اینجا به سیلی آسمان خواهد نواخت
- غزل شمارهٔ ۹۲۷ دست و پا بسیار زد تا عشق ما را پاک سوخت
- غزل شمارهٔ ۹۲۸ آن که رنگ خط به رخسارش ز مشک ناب ریخت
- غزل شمارهٔ ۹۲۹ کوته اندیشی که گل در خوابگاه یار ریخت
- غزل شمارهٔ ۹۳۰ باده تلخی که از بویش دل منصور ریخت
- غزل شمارهٔ ۹۳۱ در علاج درد ما رنگ از رخ تدبیر ریخت
- غزل شمارهٔ ۹۳۲ پیش ساقی هر که آب رو درین میخانه ریخت
- غزل شمارهٔ ۹۳۳ چشم مخموری که ما را زهر در پیمانه ریخت
- غزل شمارهٔ ۹۳۴ روی از عالم بگردان گر لقا می بایدت
- غزل شمارهٔ ۹۳۵ گرچه نی زرد و ضعیف و لاغر و بی دست و پاست
- غزل شمارهٔ ۹۳۶ هر که پیوندد به اهل حق ز مردان خداست
- غزل شمارهٔ ۹۳۷ دیده های پاک را با حسن، کشتی آشناست
- غزل شمارهٔ ۹۳۸ در غبار خط صفای آن پری طلعت بجاست
- غزل شمارهٔ ۹۳۹ چرخ ماند از گردش اما اضطراب دل بجاست
- غزل شمارهٔ ۹۴۰ شکر این آب و علف ضایع کنان یک دم بجاست
- غزل شمارهٔ ۹۴۱ تا به کی در پرده باشد نیک و بد، ساغر کجاست؟
- غزل شمارهٔ ۹۴۲ از دو عالم فارغم، آزاده ای چون من کجاست؟
- غزل شمارهٔ ۹۴۳ خشک شد کشت امیدم ابر احسانی کجاست؟
- غزل شمارهٔ ۹۴۴ روزگارم تیره شد خورشید سیمایی کجاست؟
- غزل شمارهٔ ۹۴۵ از دل سخت بتان از ناله ای فریاد خاست
- غزل شمارهٔ ۹۴۶ کی سری بردم به جیب خود که طوفان برنخاست
- غزل شمارهٔ ۹۴۷ رفت تا مجنون ز دشت عشق مردی برنخاست
- غزل شمارهٔ ۹۴۸ هر که رو تابد ز عاشق، خط مشکینش سزاست
- غزل شمارهٔ ۹۴۹ گر بسوزد ز آتش می شرم جانان مفت ماست
- غزل شمارهٔ ۹۵۰ از تهیدستی ز بی برگان خجالت کار ماست
- غزل شمارهٔ ۹۵۱ آنچه می دانند ماتم تن پرستان سور ماست
- غزل شمارهٔ ۹۵۲ دامن صحرای وحشت خاک دامنگیر ماست
- غزل شمارهٔ ۹۵۳ جام ما دریاکشان مهر لب خاموش ماست
- غزل شمارهٔ ۹۵۴ روی مطلب در نقاب یأس از ابرام ماست
- غزل شمارهٔ ۹۵۵ کوثر بیداربختی دیده گریان ماست
- غزل شمارهٔ ۹۵۶ در پریشان خاطری جمعیت مجنون ماست
- غزل شمارهٔ ۹۵۷ خاکساری برگ عیش خاطر آگاه ماست
- غزل شمارهٔ ۹۵۸ صیقل آیینه ما گوشه ابروی ماست
- غزل شمارهٔ ۹۵۹ لنگر از صاحبدلان، شوخی ز خوبان خوشنماست
- غزل شمارهٔ ۹۶۰ درد بی درمان پیری منتهای دردهاست
متن اشعار به نقل از گنجور.