پرش به محتوای اصلی
صائب

صائب

غزلیات

۶,۹۹۵ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۹۰۱ زهی ز عارض گلرنگ، خونی می ناب
  2. غزل شمارهٔ ۹۰۲ سبکسری که اسیر هواست همچو حباب
  3. غزل شمارهٔ ۹۰۳ هوا چکیده نورست در شب مهتاب
  4. غزل شمارهٔ ۹۰۴ بهشت بر مژه تصویر می کند مهتاب
  5. غزل شمارهٔ ۹۰۵ مریز آب رخ خود مگر برای شراب
  6. غزل شمارهٔ ۹۰۶ ز بس به می شدم آلوده چون سبوی شراب
  7. غزل شمارهٔ ۹۰۷ بهار نغمه تر ساز می کند سیلاب
  8. غزل شمارهٔ ۹۰۸ ندیده چشم چنین آهوی ختا در خواب
  9. غزل شمارهٔ ۹۰۹ غضب ستیزه گر و عقل قهرمان در خواب
  10. غزل شمارهٔ ۹۱۰ عرق‌فشانی آن گلعذار را دریاب
  11. غزل شمارهٔ ۹۱۱ درون گنبد گردون فتنه بار مخسب
  12. غزل شمارهٔ ۹۱۲ آمد سحر به خانه من یار، بی حجاب
  13. غزل شمارهٔ ۹۱۳ از اشک بلبل است رگ تلخی گلاب
  14. غزل شمارهٔ ۹۱۴ ای خوشه چین سنبل زلف تو مشک ناب
  15. غزل شمارهٔ ۹۱۵ تا گل ز عکس عارض او چیده است آب
  16. غزل شمارهٔ ۹۱۶ جای صدف بود ز گرانی زمین در آب
  17. غزل شمارهٔ ۹۱۷ از چشم نیم مست تو با یک جهان شراب
  18. غزل شمارهٔ ۹۱۸ صبح گشاده‌روی بوَد در حجاب شب
  19. غزل شمارهٔ ۹۱۹ بردار دل ز عالم خاکی، صفا طلب
  20. غزل شمارهٔ ۹۲۰ آیینه شو وصال پری طلعتان طلب
  21. غزل شمارهٔ ۹۲۱ از لعل و گهر گرچه گرانسنگ شود آب
  22. غزل شمارهٔ ۹۲۲ طی شود در یک نفس آغاز و انجام حیات
  23. غزل شمارهٔ ۹۲۳ عالمی را روی شرم آلود او دیوانه ساخت
  24. غزل شمارهٔ ۹۲۴ از چه و زندان برآمد هر که روح از تن شناخت
  25. غزل شمارهٔ ۹۲۵ روی گرم مهر اگر ذرات عالم را نواخت
  26. غزل شمارهٔ ۹۲۶ هر که را اینجا به سیلی آسمان خواهد نواخت
  27. غزل شمارهٔ ۹۲۷ دست و پا بسیار زد تا عشق ما را پاک سوخت
  28. غزل شمارهٔ ۹۲۸ آن که رنگ خط به رخسارش ز مشک ناب ریخت
  29. غزل شمارهٔ ۹۲۹ کوته اندیشی که گل در خوابگاه یار ریخت
  30. غزل شمارهٔ ۹۳۰ باده تلخی که از بویش دل منصور ریخت
  31. غزل شمارهٔ ۹۳۱ در علاج درد ما رنگ از رخ تدبیر ریخت
  32. غزل شمارهٔ ۹۳۲ پیش ساقی هر که آب رو درین میخانه ریخت
  33. غزل شمارهٔ ۹۳۳ چشم مخموری که ما را زهر در پیمانه ریخت
  34. غزل شمارهٔ ۹۳۴ روی از عالم بگردان گر لقا می بایدت
  35. غزل شمارهٔ ۹۳۵ گرچه نی زرد و ضعیف و لاغر و بی دست و پاست
  36. غزل شمارهٔ ۹۳۶ هر که پیوندد به اهل حق ز مردان خداست
  37. غزل شمارهٔ ۹۳۷ دیده های پاک را با حسن، کشتی آشناست
  38. غزل شمارهٔ ۹۳۸ در غبار خط صفای آن پری طلعت بجاست
  39. غزل شمارهٔ ۹۳۹ چرخ ماند از گردش اما اضطراب دل بجاست
  40. غزل شمارهٔ ۹۴۰ شکر این آب و علف ضایع کنان یک دم بجاست
  41. غزل شمارهٔ ۹۴۱ تا به کی در پرده باشد نیک و بد، ساغر کجاست؟
  42. غزل شمارهٔ ۹۴۲ از دو عالم فارغم، آزاده ای چون من کجاست؟
  43. غزل شمارهٔ ۹۴۳ خشک شد کشت امیدم ابر احسانی کجاست؟
  44. غزل شمارهٔ ۹۴۴ روزگارم تیره شد خورشید سیمایی کجاست؟
  45. غزل شمارهٔ ۹۴۵ از دل سخت بتان از ناله ای فریاد خاست
  46. غزل شمارهٔ ۹۴۶ کی سری بردم به جیب خود که طوفان برنخاست
  47. غزل شمارهٔ ۹۴۷ رفت تا مجنون ز دشت عشق مردی برنخاست
  48. غزل شمارهٔ ۹۴۸ هر که رو تابد ز عاشق، خط مشکینش سزاست
  49. غزل شمارهٔ ۹۴۹ گر بسوزد ز آتش می شرم جانان مفت ماست
  50. غزل شمارهٔ ۹۵۰ از تهیدستی ز بی برگان خجالت کار ماست
  51. غزل شمارهٔ ۹۵۱ آنچه می دانند ماتم تن پرستان سور ماست
  52. غزل شمارهٔ ۹۵۲ دامن صحرای وحشت خاک دامنگیر ماست
  53. غزل شمارهٔ ۹۵۳ جام ما دریاکشان مهر لب خاموش ماست
  54. غزل شمارهٔ ۹۵۴ روی مطلب در نقاب یأس از ابرام ماست
  55. غزل شمارهٔ ۹۵۵ کوثر بیداربختی دیده گریان ماست
  56. غزل شمارهٔ ۹۵۶ در پریشان خاطری جمعیت مجنون ماست
  57. غزل شمارهٔ ۹۵۷ خاکساری برگ عیش خاطر آگاه ماست
  58. غزل شمارهٔ ۹۵۸ صیقل آیینه ما گوشه ابروی ماست
  59. غزل شمارهٔ ۹۵۹ لنگر از صاحبدلان، شوخی ز خوبان خوشنماست
  60. غزل شمارهٔ ۹۶۰ درد بی درمان پیری منتهای دردهاست

متن اشعار به نقل از گنجور.