پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۳۶

هر که پیوندد به اهل حق ز مردان خداست

آهن پیوسته با آهن ربا، آهن رباست

قدر روشندل فزون از خاکساری می شود

بر گهر گرد یتیمی سایه بال هماست

قهرمان عشق می باشد به عاشق مهربان

کشتی غواص گوهر جو به دریا آشناست

از مآل شادمانی سربلندان غافلند

اره این نخل سرکش خنده دندان نماست

بی دلان طفل مشرب زین سیاهی می رمند

دیده بالغ نظر را خط مشکین توتیاست

حسن را بی پرده دیدن از ادب دورست دور

دیده ما شرمگینان چون زره زیر قباست

گرچه دست اهل دولت هست در ظاهر بلند

دست ارباب دعا بالاترین دستهاست

عشق در پیران بود چون طبل در زیر گلیم

در جوانان عشق شورانگیز، عید و روستاست

دیده تن پروران آب سیاه آورده است

ورنه شمشیر شهادت موجه آب بقاست

از غبار دل، زبان آتشین گفتار من

زنده زیر خاک صائب چون چراغ آسیاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۳۸در غبار خط صفای آن پری طلعت بجاست
  2. غزل شمارهٔ ۹۳۹چرخ ماند از گردش اما اضطراب دل بجاست
  3. غزل شمارهٔ ۹۴۰شکر این آب و علف ضایع کنان یک دم بجاست
  4. غزل شمارهٔ ۹۴۱تا به کی در پرده باشد نیک و بد، ساغر کجاست؟
  5. غزل شمارهٔ ۹۴۲از دو عالم فارغم، آزاده ای چون من کجاست؟
  6. غزل شمارهٔ ۹۴۳خشک شد کشت امیدم ابر احسانی کجاست؟
  7. غزل شمارهٔ ۹۴۴روزگارم تیره شد خورشید سیمایی کجاست؟
  8. غزل شمارهٔ ۹۴۵از دل سخت بتان از ناله ای فریاد خاست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.