پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۴۳

خشک شد کشت امیدم ابر احسانی کجاست؟

آب را گر پا به گل رفته است بارانی کجاست؟

چند لرزد شمع من بر خود ز بیداد صبا؟

نیستم گر قابل فانوس، دامانی کجاست؟

شد ز خشکی دود ریحان در سفال تشنه ام

آب اگر سنگین دل افتاده است بارانی کجاست؟

آب چون نبود تیمم می توان کردن به خاک

نیست گر زلف پریشان، خط ریحانی کجاست؟

تا به یک جولان برآرد دود از خرمن مرا

در میان نی سواران برق جولانی کجاست؟

ز انتظار قطره ای باران، لب خشک صدف

شد پر از تبخال، یارب ابر نیسانی کجاست؟

از شب و روز مکرر دل سیه گردیده است

روی آتشناک و زلف عنبرافشانی کجاست؟

درد و داغ عشق از دل روی گردان گشته است

این صف برگشته را برگشته مژگانی کجاست؟

این دل سرگشته را چون گوی در میدان خاک

رفت سرگردانی از حد، دست و چوگانی کجاست؟

شد ز بی عشقی سیه عالم به چشم داغ من

تا به شور آرد مرا صائب نمکدانی کجاست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۴۵از دل سخت بتان از ناله ای فریاد خاست
  2. غزل شمارهٔ ۹۴۶کی سری بردم به جیب خود که طوفان برنخاست
  3. غزل شمارهٔ ۹۴۷رفت تا مجنون ز دشت عشق مردی برنخاست
  4. غزل شمارهٔ ۹۴۸هر که رو تابد ز عاشق، خط مشکینش سزاست
  5. غزل شمارهٔ ۹۴۹گر بسوزد ز آتش می شرم جانان مفت ماست
  6. غزل شمارهٔ ۹۵۰از تهیدستی ز بی برگان خجالت کار ماست
  7. غزل شمارهٔ ۹۵۱آنچه می دانند ماتم تن پرستان سور ماست
  8. غزل شمارهٔ ۹۵۲دامن صحرای وحشت خاک دامنگیر ماست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.