پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۵۰

از تهیدستی ز بی برگان خجالت کار ماست

سر به زیر انداختن چون بید مجنون بار ماست

پیش ما جز بیخودی دیگر متاعی باب نیست

خودفروشی بنده بی صاحب بازار ماست

این که از ما دست سیلاب حوادث کوته است

نیست از گردنکشی، از پستی دیوار ماست

پنبه برمی گیرد از مینا می پر زور ما

مهر خاموشی سپند گرمی بازار ماست

پیش ازین گر زنگ از دل می زدودند، این زمان

دیدن آیینه رویان جهان زنگار ماست

گلشن آرا را سواد نامه سربسته نیست

ورنه آن گل پیرهن در غنچه منقار ماست

نقش پای ما نگردد بار بردوش زمین

خار را خون در دل از شوق سبکرفتار ماست

شب به چشم ما نسازد روز روشن را سیاه

کلبه ما را چراغ از دیده بیدار ماست

گوشه گیری را به چشم خلق شیرین کرده است

خال مشکینی که در کنج دهان یار ماست

چون سبو در آشنایی ها گرانجان نیستیم

زود می گردد سبک، دوشی که زیر بار ماست

گرچه ما از چرب نرمی مومیایی گشته‌ایم

هر که را دیدیم صائب در شکست کار ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۵۲دامن صحرای وحشت خاک دامنگیر ماست
  2. غزل شمارهٔ ۹۵۳جام ما دریاکشان مهر لب خاموش ماست
  3. غزل شمارهٔ ۹۵۴روی مطلب در نقاب یأس از ابرام ماست
  4. غزل شمارهٔ ۹۵۵کوثر بیداربختی دیده گریان ماست
  5. غزل شمارهٔ ۹۵۶در پریشان خاطری جمعیت مجنون ماست
  6. غزل شمارهٔ ۹۵۷خاکساری برگ عیش خاطر آگاه ماست
  7. غزل شمارهٔ ۹۵۸صیقل آیینه ما گوشه ابروی ماست
  8. غزل شمارهٔ ۹۵۹لنگر از صاحبدلان، شوخی ز خوبان خوشنماست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.