پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۵۳

جام ما دریاکشان مهر لب خاموش ماست

مطرب ما همچو دریا سینه پرجوش ماست

هست تا در جام ما یک قطره می، دریا دلیم

پشت ما بر کوه باشد تا سبو بر دوش ماست

بر سر خمخانه افلاک، خشت آفتاب

روز و شب در سیر و دور از باده پر جوش ماست

شمع ایمن کز فروغش کوه صحراگرد شد

روزگاری شد که پنهان در ته سرپوش ماست

گرچه چون قمری ز کوکو نعل وارون می زنیم

قدکشیدن های سرو از تنگی آغوش ماست

از نگاهی آسمان را می کند زیر و زبر

آسمان چشمی که در تاراج عقل و هوش ماست

نه همین خون می خورد خاک از دل بی تاب ما

چرخ هم خونین جگر از طفل بازیگوش ماست

گرچه ما را نیست صائب باده ای جز زهر تلخ

گوشها تنگ شکر از بانگ نوشانوش ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۵۵کوثر بیداربختی دیده گریان ماست
  2. غزل شمارهٔ ۹۵۶در پریشان خاطری جمعیت مجنون ماست
  3. غزل شمارهٔ ۹۵۷خاکساری برگ عیش خاطر آگاه ماست
  4. غزل شمارهٔ ۹۵۸صیقل آیینه ما گوشه ابروی ماست
  5. غزل شمارهٔ ۹۵۹لنگر از صاحبدلان، شوخی ز خوبان خوشنماست
  6. غزل شمارهٔ ۹۶۰درد بی درمان پیری منتهای دردهاست
  7. غزل شمارهٔ ۹۶۱خال یا در گوشه چشم است یا کنج لب است
  8. غزل شمارهٔ ۹۶۲من به دوزخ می روم، زاهد اگر در جنت است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.