پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۴۸

هر که رو تابد ز عاشق، خط مشکینش سزاست

گل که با بلبل نسازد دست گلچینش سزاست

هر سری کز شور سودا نیست فانوس خیال

سنگباران گر نماید خواب سنگینش سزاست

هر که در مستی شود چون کبک آوازش بلند

بی تکلف زخم جان پرداز شاهینش سزاست

یار را بی پرده چون فرهاد هر کس نقش بست

گر کنند از خون دهان تیشه شیرینش سزاست

هر که سرگرمی نیفروزد به بالینش چراغ

بستر از خاک سیاه، از خشت بالینش سزاست

بهله در خون غوطه زد از پیچ و تاب آن کمر

بر ضعیفان هر که دست انداز کرد، اینش سزاست

هر که با خشکی و بی برگی نسازد همچو خار

گر به خون سازند چون گل چهره رنگینش سزاست

دست از دامان فرصت هر که بردارد به تیغ

پشت دست از زخم اگر گردد نگارینش سزاست

رنگ در رویت نماند از چشم شوخ بوالهوس

هر که با گلچین مدارا می کند اینش سزاست

سوخت صائب فکر تا آمد به انجام این غزل

این زمین ها هر که پیدا می کند اینش سزاست!

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۵۰از تهیدستی ز بی برگان خجالت کار ماست
  2. غزل شمارهٔ ۹۵۱آنچه می دانند ماتم تن پرستان سور ماست
  3. غزل شمارهٔ ۹۵۲دامن صحرای وحشت خاک دامنگیر ماست
  4. غزل شمارهٔ ۹۵۳جام ما دریاکشان مهر لب خاموش ماست
  5. غزل شمارهٔ ۹۵۴روی مطلب در نقاب یأس از ابرام ماست
  6. غزل شمارهٔ ۹۵۵کوثر بیداربختی دیده گریان ماست
  7. غزل شمارهٔ ۹۵۶در پریشان خاطری جمعیت مجنون ماست
  8. غزل شمارهٔ ۹۵۷خاکساری برگ عیش خاطر آگاه ماست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.