پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۳۸

در غبار خط صفای آن پری طلعت بجاست

گرچه شد درد این شراب صاف، کیفیت بجاست

رفتن فصل بهار، از خواب سنگینی نبرد

طی شد ایام جوانی و همان غفلت بجاست

توبه خواهش به سایل می دهد از روی تلخ

خواجه ممسک کند گر دعوی همت بجاست؟

بحر نتواند فرو بردن کف بی مغز را

غرقه شد در آب یونان و همان حکمت بجاست

در چنین عهدی که مردم خون هم را می خورند

می کشد هر کس که پا در دامن عزلت بجاست

داد جا در دست چون خاتم سلیمان مور را

عزت افتادگان از صاحب دولت بجاست

می فشاند گوهر و آب از خجالت می شود

گر کند ابر بهاران دعوی همت بجاست

صائب از مینا به کنه باده مستان می رسند

اهل معنی را نظر بر عالم صورت بجاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۴۰شکر این آب و علف ضایع کنان یک دم بجاست
  2. غزل شمارهٔ ۹۴۱تا به کی در پرده باشد نیک و بد، ساغر کجاست؟
  3. غزل شمارهٔ ۹۴۲از دو عالم فارغم، آزاده ای چون من کجاست؟
  4. غزل شمارهٔ ۹۴۳خشک شد کشت امیدم ابر احسانی کجاست؟
  5. غزل شمارهٔ ۹۴۴روزگارم تیره شد خورشید سیمایی کجاست؟
  6. غزل شمارهٔ ۹۴۵از دل سخت بتان از ناله ای فریاد خاست
  7. غزل شمارهٔ ۹۴۶کی سری بردم به جیب خود که طوفان برنخاست
  8. غزل شمارهٔ ۹۴۷رفت تا مجنون ز دشت عشق مردی برنخاست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.