پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۱۷

از چشم نیم مست تو با یک جهان شراب

ما صلح می کنیم به یک سرمه دان شراب!

از خشکسال توبه کم کاسه می رسیم

داریم چشم از همه دریاکشان شراب

زنهار شرم دختر رز را نگاه دار

در روز آفتاب مپیما عیان شراب

هر غنچه ای ز باده گلرنگ شیشه ای است

دیگر چه حاجت است درین بوستان شراب

من در حجاب عشقم و او در نقاب شرم

ای وای اگر قدم ننهد در میان شراب!

مینا به چشم روشنی جام می رود

در مجلسی که می کشد آن دلستان شراب

ما ذوق لب گزیدن خمیازه یافتیم

ارزانی تو باد ز رطل گران شراب

رنگ شکسته کاهربای شکفتگی است

کیفیت بهار دهد در خزان شراب

ما داده ایم دست ارادت به دست تاک

زان روی می خوریم چو آب روان شراب

صائب چراغ عشرت ما می شود خموش

گر کم شود ز ساغر ما یک زمان شراب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۱۹بردار دل ز عالم خاکی، صفا طلب
  2. غزل شمارهٔ ۹۲۰آیینه شو وصال پری طلعتان طلب
  3. غزل شمارهٔ ۹۲۱از لعل و گهر گرچه گرانسنگ شود آب
  4. غزل شمارهٔ ۹۲۲طی شود در یک نفس آغاز و انجام حیات
  5. غزل شمارهٔ ۹۲۳عالمی را روی شرم آلود او دیوانه ساخت
  6. غزل شمارهٔ ۹۲۴از چه و زندان برآمد هر که روح از تن شناخت
  7. غزل شمارهٔ ۹۲۵روی گرم مهر اگر ذرات عالم را نواخت
  8. غزل شمارهٔ ۹۲۶هر که را اینجا به سیلی آسمان خواهد نواخت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.