پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۲۵

روی گرم مهر اگر ذرات عالم را نواخت

داغ سودای تو هم دل‌های پُر غم را نواخت

حُسن را باغ و بهاری همچو چشم پاک نیست

ماند دایم تازه‌رو هر گل که شبنم را نواخت

می‌تواند داد سامان کارِ ما آشفتگان

آن که از دستِ نوازش زلفِ پُر خم را نواخت

شوربختی گشت شیرین در نظر عُشّاق را

کعبه با آن منزلت روزی که زمزم را نواخت

رزق صاحب خیر آماده است از آثار خیر

جام را هر کس که بر لب بوسه زد، جم را نواخت

خاکیانِ پاک‌طینت دانهٔ یک سبحه‌اند

هر که یک دل را نوازش کرد، عالم را نواخت

سهل باشد عشق اگر از خاک بردارد مرا

مهر از کوچک‌دلی بسیار شبنم را نواخت

بی‌کسی دل‌های غمگین را کند غمخوارِ هم

غم دلِ ما را نوازش کرد و دل غم را نواخت

می‌جهد آتش هنوز از چهرهٔ اولاد او

عشق از آن سیلی که در فردوس آدم را نواخت

انتقام خویش از او حقّ نمک خواهد کشید

صائب آن داغِ سیه‌رویی که مرهم را نواخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۲۷دست و پا بسیار زد تا عشق ما را پاک سوخت
  2. غزل شمارهٔ ۹۲۸آن که رنگ خط به رخسارش ز مشک ناب ریخت
  3. غزل شمارهٔ ۹۲۹کوته اندیشی که گل در خوابگاه یار ریخت
  4. غزل شمارهٔ ۹۳۰باده تلخی که از بویش دل منصور ریخت
  5. غزل شمارهٔ ۹۳۱در علاج درد ما رنگ از رخ تدبیر ریخت
  6. غزل شمارهٔ ۹۳۲پیش ساقی هر که آب رو درین میخانه ریخت
  7. غزل شمارهٔ ۹۳۳چشم مخموری که ما را زهر در پیمانه ریخت
  8. غزل شمارهٔ ۹۳۴روی از عالم بگردان گر لقا می بایدت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.