پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۱۹

بردار دل ز عالم خاکی، صفا طلب

از تنگنای جسم برون آ، هوا طلب

در جستجوی خانه در بسته است فیض

از فکر یار غنچه شو آنگه صبا طلب

روشن نمی شود دل تاریک از آفتاب

این روشنایی از نفس گرم ما طلب

بیگانه شو ز هر چه به جز گفتگوی اوست

دیگر ز ما بیا سخن آشنا طلب

هر جا نظر ز دوری ره خیرگی کند

از گرد راه گرمروان توتیا طلب

دنیا و آخرت چه بود پیش جود حق؟

همت بلند دار و ازو هر دو را طلب

نتوان به بی نشان ز نشان گرچه راه برد

دست از طلب مدار و همان نقش پا طلب

پیدا نشد کسی که درین راه گم نشد

گم شو ز خود نخست، دگر رهنما طلب

صائب دعای بی اثران با اثر بود

مگذار اثر ز خویش، اثر از دعا طلب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۲۱از لعل و گهر گرچه گرانسنگ شود آب
  2. غزل شمارهٔ ۹۲۲طی شود در یک نفس آغاز و انجام حیات
  3. غزل شمارهٔ ۹۲۳عالمی را روی شرم آلود او دیوانه ساخت
  4. غزل شمارهٔ ۹۲۴از چه و زندان برآمد هر که روح از تن شناخت
  5. غزل شمارهٔ ۹۲۵روی گرم مهر اگر ذرات عالم را نواخت
  6. غزل شمارهٔ ۹۲۶هر که را اینجا به سیلی آسمان خواهد نواخت
  7. غزل شمارهٔ ۹۲۷دست و پا بسیار زد تا عشق ما را پاک سوخت
  8. غزل شمارهٔ ۹۲۸آن که رنگ خط به رخسارش ز مشک ناب ریخت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.