پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۱۲

آمد سحر به خانه من یار، بی حجاب

امروز از کدام طرف سر زد آفتاب؟

دیروز بوسه بر لب خمیازه می زدم

امروز می کنم ز لبش بوسه انتخاب

هر چند سرکش است، شود رام و خوش عنان

حسنی که شد ز حلقه خط پای در رکاب

نتوان مرا به صبح صباحت فریب داد

پروانه را خنک نشود دل ز ماهتاب

آن را که دخل و خرج برابر بود چو ماه

رزقش همیشه می رسد از خوان آفتاب

باطل شود چو آبله در زیر دست و پا

هر شبنمی که محو نگردد در آفتاب

آسودگی به خواب نبینند ذره ها

جایی که چشم خود نکند گرم، آفتاب

مظلوم حیف خود نگذارد به ظالمان

از گریه داغ بر دل آتش نهد کباب

از جبهه کریم گره زود وا شود

یک لحظه بار خاطر دریا بود حباب

صائب، ز لطف، موجه دریا به هم شکافت

چندان که ساخت پرده بیگانگی حباب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۱۴ای خوشه چین سنبل زلف تو مشک ناب
  2. غزل شمارهٔ ۹۱۵تا گل ز عکس عارض او چیده است آب
  3. غزل شمارهٔ ۹۱۶جای صدف بود ز گرانی زمین در آب
  4. غزل شمارهٔ ۹۱۷از چشم نیم مست تو با یک جهان شراب
  5. غزل شمارهٔ ۹۱۸صبح گشاده‌روی بوَد در حجاب شب
  6. غزل شمارهٔ ۹۱۹بردار دل ز عالم خاکی، صفا طلب
  7. غزل شمارهٔ ۹۲۰آیینه شو وصال پری طلعتان طلب
  8. غزل شمارهٔ ۹۲۱از لعل و گهر گرچه گرانسنگ شود آب
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.