پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۱۵

تا گل ز عکس عارض او چیده است آب

در چشمه از نشاط نگنجیده است آب

بر روی آب آنچه نماید حباب نیست

صد پیرهن ز عکس تو بالیده است آب

تا سرو خوش خرام تو از باغ رفته است

رخسار خود ز موج خراشیده است آب

نعلش در آتش است ز هر موج پیش بحر

آسودگی ز عمر کجا دیده است آب

غلطد چنین که بر دم شمشیر خون من

هرگز به روی سبزه نغلطیده است آب

نگذاشت آب در جگر تیغ زخم من

از تیغ اگر چه زخم ندزدیده است آب

زینسان که من به نیک و بد دهر ساختم

با خار و گل ز لطف نجوشیده است آب

ضایع مساز حرف نصیحت به غافلان

بر روی پای خفته که پاشیده است آب؟

پیچد چنان که در تن خاکی روان من

در جویبار تنگ نپیچیده است آب

صائب ز خوشگواری آب است بی خبر

هر کس که از سفال ننوشیده است آب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۱۷از چشم نیم مست تو با یک جهان شراب
  2. غزل شمارهٔ ۹۱۸صبح گشاده‌روی بوَد در حجاب شب
  3. غزل شمارهٔ ۹۱۹بردار دل ز عالم خاکی، صفا طلب
  4. غزل شمارهٔ ۹۲۰آیینه شو وصال پری طلعتان طلب
  5. غزل شمارهٔ ۹۲۱از لعل و گهر گرچه گرانسنگ شود آب
  6. غزل شمارهٔ ۹۲۲طی شود در یک نفس آغاز و انجام حیات
  7. غزل شمارهٔ ۹۲۳عالمی را روی شرم آلود او دیوانه ساخت
  8. غزل شمارهٔ ۹۲۴از چه و زندان برآمد هر که روح از تن شناخت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.