پرش به محتوای اصلی
سعدی

سعدی

رباعیات

۱۴۶ شعر

فهرست اشعار

  1. رباعی شمارهٔ ۶۱ آن کودک لشکری که لشکر شکند
  2. رباعی شمارهٔ ۶۲ کس عیب نظر باختن ما نکند
  3. رباعی شمارهٔ ۶۳ مجنون اگر احتمال لیلی نکند
  4. رباعی شمارهٔ ۶۴ آن درد ندارم که طبیبان دانند
  5. رباعی شمارهٔ ۶۵ مردان نه بهشت و رنگ و بو می‌خواهند
  6. رباعی شمارهٔ ۶۶ هر چند که عیبم از قفا می‌گویند
  7. رباعی شمارهٔ ۶۷ با دوست به گرمابه درم خلوت بود
  8. رباعی شمارهٔ ۶۸ من دوش قضا یار و قدر پشتم بود
  9. رباعی شمارهٔ ۶۹ داد طرب از عمر بده تا برود
  10. رباعی شمارهٔ ۷۰ سودای تو از سرم به در می‌نرود
  11. رباعی شمارهٔ ۷۱ من گر سگکی زان تو باشم چه شود؟
  12. رباعی شمارهٔ ۷۲ چون صورت خویشتن در آیینه بدید
  13. رباعی شمارهٔ ۷۳ گر تیر جفای دشمنان می‌آید
  14. رباعی شمارهٔ ۷۴ من چاکر آنم که دلی برباید
  15. رباعی شمارهٔ ۷۵ این ریش تو سخت زود برمی‌آید
  16. رباعی شمارهٔ ۷۶ امشب نه بیاض روز برمی‌آید
  17. رباعی شمارهٔ ۷۷ هرچند که هست عالم از خوبان پر
  18. رباعی شمارهٔ ۷۸ بستان رخ تو گلستان آرد بار
  19. رباعی شمارهٔ ۷۹ از هرچه کنی مرهم ریش اولیتر
  20. رباعی شمارهٔ ۸۰ ای دست جفای تو چو زلف تو دراز
  21. رباعی شمارهٔ ۸۱ تا سر نکنم در سرت ای مایهٔ ناز
  22. رباعی شمارهٔ ۸۲ نامردم اگر زنم سر از مهر تو باز
  23. رباعی شمارهٔ ۸۳ ای ماه شب‌افروز شبستان‌افروز
  24. رباعی شمارهٔ ۸۴ یا روی به کنج خلوت آور شب و روز
  25. رباعی شمارهٔ ۸۵ رویی که نخواستم که بیند همه کس
  26. رباعی شمارهٔ ۸۶ گر بیخبران و عیبگویان از پس
  27. رباعی شمارهٔ ۸۷ منعم که به عیش می‌رود روز و شبش
  28. رباعی شمارهٔ ۸۸ نونیست کشیده عارض موزونش
  29. رباعی شمارهٔ ۸۹ گویند مرا صوابرایان به هوش
  30. رباعی شمارهٔ ۹۰ همسایه که میل طبع بینی سویش
  31. رباعی شمارهٔ ۹۱ یا همچو همای بر من افکن پر خویش
  32. رباعی شمارهٔ ۹۲ ای بی‌تو فراخای جهان بر ما تنگ
  33. رباعی شمارهٔ ۹۳ گر دست دهد دولت ایام وصال
  34. رباعی شمارهٔ ۹۴ خود را به مقام شیر می‌دانستم
  35. رباعی شمارهٔ ۹۵ خورشید رخا من به کمند تو درم
  36. رباعی شمارهٔ ۹۶ هر سروقدی که بگذرد در نظرم
  37. رباعی شمارهٔ ۹۷ شبهای دراز بیشتر بیدارم
  38. رباعی شمارهٔ ۹۸ از جملهٔ بندگان منش بنده‌ترم
  39. رباعی شمارهٔ ۹۹ خیزم که نماند بیش ازین تدبیرم
  40. رباعی شمارهٔ ۱۰۰ گر بر رگ جان ز شستت آید تیرم
  41. رباعی شمارهٔ ۱۰۱ آن دوست که دیدنش بیاراید چشم
  42. رباعی شمارهٔ ۱۰۲ آن رفته که بود دل بدو مشغولم
  43. رباعی شمارهٔ ۱۰۳ میندیش که سست عهد و بدپیمانم
  44. رباعی شمارهٔ ۱۰۴ من بندهٔ بالای تو شمشاد‌تنم
  45. رباعی شمارهٔ ۱۰۵ هر گه که نظر بر گل رویت فکنم
  46. رباعی شمارهٔ ۱۰۶ آرام دل خویش نجویم چه کنم؟
  47. رباعی شمارهٔ ۱۰۷ گفتم که دگر چشم به دلبر نکنم
  48. رباعی شمارهٔ ۱۰۸ من بی تو سکون نگیرم و خو نکنم
  49. رباعی شمارهٔ ۱۰۹ خیزم قد و بالای چو حورش بینم
  50. رباعی شمارهٔ ۱۱۰ می‌آیی و لطف و کرمت می‌بینم
  51. رباعی شمارهٔ ۱۱۱ چون می‌کشد آن طیرهٔ خورشید و مهم
  52. رباعی شمارهٔ ۱۱۲ من با دگری دست به پیمان ندهم
  53. رباعی شمارهٔ ۱۱۳ ما حاصل عمری به دمی بفروشیم
  54. رباعی شمارهٔ ۱۱۴ بگذشت بر آب چشم همچون جویم
  55. رباعی شمارهٔ ۱۱۵ یاران به سماع نای و نی جامه‌دران
  56. رباعی شمارهٔ ۱۱۶ یرلیغ ده ای خسرو خوبان جهان
  57. رباعی شمارهٔ ۱۱۷ من خاک درش به دیده خواهم رُفتن
  58. رباعی شمارهٔ ۱۱۸ مه را ز فلک به طرف بام آوردن
  59. رباعی شمارهٔ ۱۱۹ در دیده به جای سرمه سوزن دیدن
  60. رباعی شمارهٔ ۱۲۰ ای دوست گرفته بر سر ما دشمن

متن اشعار به نقل از گنجور.