پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۹۲

ای بی‌تو فراخای جهان بر ما تنگ

ما را به تو فخرست و تو را از ما ننگ

ما با تو به صلحیم و تو را با ما جنگ

آخر بنگویی که دل‌ست این یا سنگ؟

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۹۴خود را به مقام شیر می‌دانستم
  2. رباعی شمارهٔ ۹۵خورشید رخا من به کمند تو درم
  3. رباعی شمارهٔ ۹۶هر سروقدی که بگذرد در نظرم
  4. رباعی شمارهٔ ۹۷شبهای دراز بیشتر بیدارم
  5. رباعی شمارهٔ ۹۸از جملهٔ بندگان منش بنده‌ترم
  6. رباعی شمارهٔ ۹۹خیزم که نماند بیش ازین تدبیرم
  7. رباعی شمارهٔ ۱۰۰گر بر رگ جان ز شستت آید تیرم
  8. رباعی شمارهٔ ۱۰۱آن دوست که دیدنش بیاراید چشم
همه‌ی رباعیات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.