پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۷۸

بستان رخ تو گلستان آرد بار

وصل تو حیات جاودان آرد بار

بر خاک فکن قطره‌ای از آب دو لعل

تا بوم و بر زمانه جان آرد بار

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۸۰ای دست جفای تو چو زلف تو دراز
  2. رباعی شمارهٔ ۸۱تا سر نکنم در سرت ای مایهٔ ناز
  3. رباعی شمارهٔ ۸۲نامردم اگر زنم سر از مهر تو باز
  4. رباعی شمارهٔ ۸۳ای ماه شب‌افروز شبستان‌افروز
  5. رباعی شمارهٔ ۸۴یا روی به کنج خلوت آور شب و روز
  6. رباعی شمارهٔ ۸۵رویی که نخواستم که بیند همه کس
  7. رباعی شمارهٔ ۸۶گر بیخبران و عیبگویان از پس
  8. رباعی شمارهٔ ۸۷منعم که به عیش می‌رود روز و شبش
همه‌ی رباعیات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.