پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۶۱

آن کودک لشکری که لشکر شکند

دایم دل ما چو قلب کافر شکند

محبوب که تازیانه در سر شکند

به زانکه ببیند و عنان برشکند

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۶۳مجنون اگر احتمال لیلی نکند
  2. رباعی شمارهٔ ۶۴آن درد ندارم که طبیبان دانند
  3. رباعی شمارهٔ ۶۵مردان نه بهشت و رنگ و بو می‌خواهند
  4. رباعی شمارهٔ ۶۶هر چند که عیبم از قفا می‌گویند
  5. رباعی شمارهٔ ۶۷با دوست به گرمابه درم خلوت بود
  6. رباعی شمارهٔ ۶۸من دوش قضا یار و قدر پشتم بود
  7. رباعی شمارهٔ ۶۹داد طرب از عمر بده تا برود
  8. رباعی شمارهٔ ۷۰سودای تو از سرم به در می‌نرود
همه‌ی رباعیات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.