پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۶۶

هر چند که عیبم از قفا می‌گویند

دشنام و دروغ و ناسزا می‌گویند

نتوان به حدیث دشمن از دوست برید

دانی چه؟ رها کنیم تا می‌گویند

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۶۸من دوش قضا یار و قدر پشتم بود
  2. رباعی شمارهٔ ۶۹داد طرب از عمر بده تا برود
  3. رباعی شمارهٔ ۷۰سودای تو از سرم به در می‌نرود
  4. رباعی شمارهٔ ۷۱من گر سگکی زان تو باشم چه شود؟
  5. رباعی شمارهٔ ۷۲چون صورت خویشتن در آیینه بدید
  6. رباعی شمارهٔ ۷۳گر تیر جفای دشمنان می‌آید
  7. رباعی شمارهٔ ۷۴من چاکر آنم که دلی برباید
  8. رباعی شمارهٔ ۷۵این ریش تو سخت زود برمی‌آید
همه‌ی رباعیات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.