پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۱۷

من خاک درش به دیده خواهم رُفتن

ای خصم بگوی هرچه خواهی گفتن

چون پای مگس که در عسل سخت شود

چندانکه برانی نتواند رفتن

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۱۹در دیده به جای سرمه سوزن دیدن
  2. رباعی شمارهٔ ۱۲۰ای دوست گرفته بر سر ما دشمن
  3. رباعی شمارهٔ ۱۲۱ای دست تو آتش زده در خرمن من
  4. رباعی شمارهٔ ۱۲۲آن لطف که در شمایل اوست ببین
  5. رباعی شمارهٔ ۱۲۳چون جاه و جلال و حسن و رنگ آمد و بو
  6. رباعی شمارهٔ ۱۲۴یک روز به اتفاق صحرا من و تو
  7. رباعی شمارهٔ ۱۲۵ما را نه ترنج از تو مرادست نه به
  8. رباعی شمارهٔ ۱۲۶نه سرو توان گفت و نه خورشید و نه ماه
همه‌ی رباعیات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.