پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۲۴

یک روز به اتفاق صحرا من و تو

از شهر برون شویم تنها من و تو

دانی که من و تو کی به هم خوش باشیم؟

آن وقت که کس نباشد الا من و تو

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۲۶نه سرو توان گفت و نه خورشید و نه ماه
  2. رباعی شمارهٔ ۱۲۷ای کاش نکردمی نگاه از دیده
  3. رباعی شمارهٔ ۱۲۸ای بی‌رخ تو چو لاله‌زارم دیده
  4. رباعی شمارهٔ ۱۲۹ای مطرب ازان حریف پیغامی ده
  5. رباعی شمارهٔ ۱۳۰ای راهروان را گذر از کوی تو نه
  6. رباعی شمارهٔ ۱۳۱هرگز بود آدمی بدین زیبایی؟
  7. رباعی شمارهٔ ۱۳۲گیرم که به فتوای خردمندی و رای
  8. رباعی شمارهٔ ۱۳۳کی دانستم که بیخطا برگردی؟
همه‌ی رباعیات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.