پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۱۴

بگذشت بر آب چشم همچون جویم

پنداشت کزو مرحمتی می‌جویم

من قصهٔ خویشتن بدو چون گویم؟

ترکست و به چوگان بزند چون گویم

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۱۶یرلیغ ده ای خسرو خوبان جهان
  2. رباعی شمارهٔ ۱۱۷من خاک درش به دیده خواهم رُفتن
  3. رباعی شمارهٔ ۱۱۸مه را ز فلک به طرف بام آوردن
  4. رباعی شمارهٔ ۱۱۹در دیده به جای سرمه سوزن دیدن
  5. رباعی شمارهٔ ۱۲۰ای دوست گرفته بر سر ما دشمن
  6. رباعی شمارهٔ ۱۲۱ای دست تو آتش زده در خرمن من
  7. رباعی شمارهٔ ۱۲۲آن لطف که در شمایل اوست ببین
  8. رباعی شمارهٔ ۱۲۳چون جاه و جلال و حسن و رنگ آمد و بو
همه‌ی رباعیات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.