پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری

نظیری نیشابوری

غزلیات

۵۶۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۴۸۱ چند فارغ از نشاط درد و درمان زیستن
  2. شمارهٔ ۴۸۲ عمر اگر باقی‌ست رنجش‌ها کهن خواهد شدن
  3. شمارهٔ ۴۸۳ در چراغ حکمت از مغز خرد روغن مکن
  4. شمارهٔ ۴۸۴ دلا رو زان خم ابرو بگردان
  5. شمارهٔ ۴۸۵ سبو بیار و پر از آب زندگانی کن
  6. شمارهٔ ۴۸۶ عیش تنگم کز دل افشردن چکد خوناب ازو
  7. شمارهٔ ۴۸۷ به دل فگار دارم گله بی نهایت از تو
  8. شمارهٔ ۴۸۸ دوش کردیم دل و دیده به دیدار گرو
  9. شمارهٔ ۴۸۹ همنفسی به جان خرم قافله تتار کو؟
  10. شمارهٔ ۴۹۰ به دوریت نتوان بود نیز دور از تو
  11. شمارهٔ ۴۹۱ نوید عهد گل از نورسان باغ شنو
  12. شمارهٔ ۴۹۲ نیست دوران را نشاطی رطل مالامال کو؟
  13. شمارهٔ ۴۹۳ از صبح روزگار گشاد جبین مجو
  14. شمارهٔ ۴۹۴ به دست طبع عنان داده ای دریغ از تو
  15. شمارهٔ ۴۹۵ از نصیحت برفروزد روی تو
  16. شمارهٔ ۴۹۶ حسن از خط شود قوی بازو
  17. شمارهٔ ۴۹۷ کاریست بر ملا گذران در خفا گره
  18. شمارهٔ ۴۹۸ دلی دارم ازو دل ها شکسته
  19. شمارهٔ ۴۹۹ پرده بردار و صلای می به شیخ و شاب ده
  20. شمارهٔ ۵۰۰ تا شوی هم انس آگاهی اطلاق خواب ده
  21. شمارهٔ ۵۰۱ عشق افسر ز سر جم به اشارت برده
  22. شمارهٔ ۵۰۲ فکر و غم را سر به جان مردم ناشاد ده
  23. شمارهٔ ۵۰۳ از خوی تند و سرکشت کس ایمن و خشنود نه
  24. شمارهٔ ۵۰۴ از گلستان گل به بازار آمده
  25. شمارهٔ ۵۰۵ شاهدی بر سر این کوچه پدیدار شده
  26. شمارهٔ ۵۰۶ در بند تو زنجیر گرفتار شکسته
  27. شمارهٔ ۵۰۷ آنی که به جان ناز تو را حور کشیده
  28. شمارهٔ ۵۰۸ دیوانه‌ام ز خانه مشوش برآمده
  29. شمارهٔ ۵۰۹ روندگان ملولیم روبهم کرده
  30. شمارهٔ ۵۱۰ در عهد تو یک سر به گریبان نرسیده
  31. شمارهٔ ۵۱۱ تو بر سر کودکان نهاده
  32. شمارهٔ ۵۱۲ کیست این از روی رعنایی به جولان آمده
  33. شمارهٔ ۵۱۳ دلم گداخته غم وز تنم توان رفته
  34. شمارهٔ ۵۱۴ آب رز در خم آتشین نشده
  35. شمارهٔ ۵۱۵ کجایی ای گل و مل را به رنگ و بو کرده
  36. شمارهٔ ۵۱۶ دل بر این ناخوش آشیانه منه
  37. شمارهٔ ۵۱۷ غم به سزا داده‌ای دل به نوا کرده‌ای
  38. شمارهٔ ۵۱۸ در شهر و کو هنگامه‌ها بهر تماشا کرده‌ای
  39. شمارهٔ ۵۱۹ دگر خدا بود ای دل سر کجا داری
  40. شمارهٔ ۵۲۰ درین میدان پر نیرنگ حیرانست دانایی
  41. شمارهٔ ۵۲۱ ازین مجلس نمی خیزد دمی کاحیا کند گوشی
  42. شمارهٔ ۵۲۲ بر دماغم دویده شیدایی
  43. شمارهٔ ۵۲۳ غیر از تو نگنجد به سرایی که تو باشی
  44. شمارهٔ ۵۲۴ دیریست ز گوشه نقابی
  45. شمارهٔ ۵۲۵ چه باید مرد را، طبع بلند و مشرب نابی
  46. شمارهٔ ۵۲۶ عقلم وداع عصمت کرد از تنگ شرابی
  47. شمارهٔ ۵۲۷ نیست با مشاطه گلبن طرازم حاجتی
  48. شمارهٔ ۵۲۸ دریغ از صف مردان برون نتاخت یکی
  49. شمارهٔ ۵۲۹ دو گرم و رخ زرد از که داری؟
  50. شمارهٔ ۵۳۰ چند ما را به مدارا و فسون بند کنی؟
  51. شمارهٔ ۵۳۱ چو لعبتان خیال اند آدمی و پری
  52. شمارهٔ ۵۳۲ از ما نهان ز کثرت اغیار بوده ای
  53. شمارهٔ ۵۳۳ به مویی بسته صبرم نغمه تارست پنداری
  54. شمارهٔ ۵۳۴ چمن قربانگه دنیای خونخوارست پنداری
  55. شمارهٔ ۵۳۵ دریغا در چنین فصلی حریفم یار بایستی
  56. شمارهٔ ۵۳۶ گر حسن جمال تو طلبکار نبودی
  57. شمارهٔ ۵۳۷ گر پای سرو و دامن یاری گرفته ای
  58. شمارهٔ ۵۳۸ به توتیای رهم خون ز چشم تر چیدی
  59. شمارهٔ ۵۳۹ کمند عشوه گشادی و فتنه سر دادی
  60. شمارهٔ ۵۴۰ به خودبینی به جز بتگر نباشی

متن اشعار به نقل از گنجور.