پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۱

تو بر سر کودکان نهاده

ما بر کف دست جان نهاده

بس سنگ گران به بیع جان ها

در پله ابروان نهاده

یک سود نموده زیر زلفت

در هر شکنی زیان نهاده

در قند تو خنده رخنه کرده

ما جان به قصور آن نهاده

لب داده به مشتری شکر چش

پس نرخ شکر گران نهاده

ما پست گرفته نرخ نازت

تو پای بر آسمان نهاده

بگرفته دلی چو خاره در بر

بس پشت به پرنیان نهاده

شب ناشده بسته ای دکان را

سنگی به کلید آن نهاده

شهری پی یک نظر به بامت

زر بر کف پاسبان نهاده

وز شوق تو جان در آستین ها

رخ خلق بر آستان نهاده

بس خاک ز بیم تو «نظیری »

برداشته در دهان نهاده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۳دلم گداخته غم وز تنم توان رفته
  2. شمارهٔ ۵۱۴آب رز در خم آتشین نشده
  3. شمارهٔ ۵۱۵کجایی ای گل و مل را به رنگ و بو کرده
  4. شمارهٔ ۵۱۶دل بر این ناخوش آشیانه منه
  5. شمارهٔ ۵۱۷غم به سزا داده‌ای دل به نوا کرده‌ای
  6. شمارهٔ ۵۱۸در شهر و کو هنگامه‌ها بهر تماشا کرده‌ای
  7. شمارهٔ ۵۱۹دگر خدا بود ای دل سر کجا داری
  8. شمارهٔ ۵۲۰درین میدان پر نیرنگ حیرانست دانایی
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.