پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۳

دلم گداخته غم وز تنم توان رفته

ز گرمی جگرم مغز استخوان رفته

نشاط روز جوانی به بر نمی آید

که همچو تیر بجست از خم کمان رفته

خبر ز سیرت آیندگان چه می شنوید

که مانده ام به غریبی و کاروان رفته

ز روزگار دل شادمان نمی بینم

که از هجوم بلا راحت از جهان رفته

کس از طلاطم دریا برون نمی آید

که کشتیی که ببینیم بر کران رفته

چه از تمیز و خرد مفلسند این مردم

که یوسفی چو تو زین شهر رایگان رفته

ز بس به وصل تو جان های خلق پیوندست

ز رفتن تو ز هر تن هزار جان رفته

ز بیم هجر تو هر جا که بوده عقل و دلی

رکاب و دست تو بوسیده در عنان رفته

درنگ چند «نظیری » خوشا سبک روحی

که پیش از آن که شود بر دلی گران رفته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۵کجایی ای گل و مل را به رنگ و بو کرده
  2. شمارهٔ ۵۱۶دل بر این ناخوش آشیانه منه
  3. شمارهٔ ۵۱۷غم به سزا داده‌ای دل به نوا کرده‌ای
  4. شمارهٔ ۵۱۸در شهر و کو هنگامه‌ها بهر تماشا کرده‌ای
  5. شمارهٔ ۵۱۹دگر خدا بود ای دل سر کجا داری
  6. شمارهٔ ۵۲۰درین میدان پر نیرنگ حیرانست دانایی
  7. شمارهٔ ۵۲۱ازین مجلس نمی خیزد دمی کاحیا کند گوشی
  8. شمارهٔ ۵۲۲بر دماغم دویده شیدایی
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.