پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۲

بر دماغم دویده شیدایی

خردم را نمانده گنجایی

از جگر دود می رود به سرم

شعله ام حشک مغز و سودایی

شور عشقم دریده پرده عقل

سر برآورده ام به رسوایی

نتوان شهر را به طوفان داد

می شوم همچو سیل صحرایی

عشوه ای کرده اند در کارم

خانمان می دهم به یغمایی

گاه دستم کشد گهی دامان

کششی برتر از تقاضایی

عشق همراه خویش می آرد

سازگاری و دل پذیرایی

صد سماعم به دست افشاندن

صد نوایم به مجلس آرایی

همچو گل می گدازم از رقت

چند نازک دلی و رعنایی

منصب آفتاب می گیرم

سده بوسی و جبهه فرسایی

کشف علم ازل «نظیری » کرد

نیست نوری چو نور دانایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۴دیریست ز گوشه نقابی
  2. شمارهٔ ۵۲۵چه باید مرد را، طبع بلند و مشرب نابی
  3. شمارهٔ ۵۲۶عقلم وداع عصمت کرد از تنگ شرابی
  4. شمارهٔ ۵۲۷نیست با مشاطه گلبن طرازم حاجتی
  5. شمارهٔ ۵۲۸دریغ از صف مردان برون نتاخت یکی
  6. شمارهٔ ۵۲۹دو گرم و رخ زرد از که داری؟
  7. شمارهٔ ۵۳۰چند ما را به مدارا و فسون بند کنی؟
  8. شمارهٔ ۵۳۱چو لعبتان خیال اند آدمی و پری
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.