پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۷

نیست با مشاطه گلبن طرازم حاجتی

عشق اگر خواهد بروید بر سفالی جنتی

غنچه ام گل در گلو دارد بهارم تازه روست

خنده ای کافیست با غم راز صبح رحمتی

مشتری گوره کن و دلال گو در پا فکن

جنس اگر خوب است خواهد کرد پیدا قیمتی

کار ما را این چنین ناپخته کی خواهد گذاشت

عشق اگر مرد است و با او هست بوی غیرتی

بر سر کوی ترقی خودنمایی ها کنم

گر قدم برتر نهد از پایه خود همتی

نغمه سنجیده می گویند این را ناله نیست

نی نشان درد دارد نی خراش رقتی

پرکنم از تحفه مصرش «نظیری » آستین

گر بیازد بر نقام باد دست رغبتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۹دو گرم و رخ زرد از که داری؟
  2. شمارهٔ ۵۳۰چند ما را به مدارا و فسون بند کنی؟
  3. شمارهٔ ۵۳۱چو لعبتان خیال اند آدمی و پری
  4. شمارهٔ ۵۳۲از ما نهان ز کثرت اغیار بوده ای
  5. شمارهٔ ۵۳۳به مویی بسته صبرم نغمه تارست پنداری
  6. شمارهٔ ۵۳۴چمن قربانگه دنیای خونخوارست پنداری
  7. شمارهٔ ۵۳۵دریغا در چنین فصلی حریفم یار بایستی
  8. شمارهٔ ۵۳۶گر حسن جمال تو طلبکار نبودی
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.