پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۱

چو لعبتان خیال اند آدمی و پری

به اختیار مشعبد کنند جلوه گری

درست اگر نگری سیمیا و نیرنگست

نشاط مجلس ناهید و فتنه قمری

ثبات عهد پدیدست چند خواهد داشت؟

گلی که در رحم غنچه کرد پرده دری

ز عمر خوش تر و شیرین تری ولی چه کنم

نبسته هیچ خردمند دل به رهگذری

درین سراچه مزاج زمانه گیرد عقل

خدا سرای مقیم است و کاروان سفری

دریغ از دی و نوروز دهر باید رفت

به گونه های خزانی و گریه جگری

به غیر هستی حق روی در فنا دارد

ز جزو و کل جهان هرچه را که برشمری

ظفر نبود به کوشیدن خرد ممکن

ضرورت از صف مستی شدیم و بی خبری

چو کودک ز دبستان نفور می ترسم

شب خمول ز بانگ مؤذن سحری

جهانیان به فروغم اگر نه محتاجند

چو آفتاب چه افتاده ام به دربدری؟

به اعتماد کواکب مکن «نظیری » کار

که ره نبرده به خود می کنند راهبری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۳به مویی بسته صبرم نغمه تارست پنداری
  2. شمارهٔ ۵۳۴چمن قربانگه دنیای خونخوارست پنداری
  3. شمارهٔ ۵۳۵دریغا در چنین فصلی حریفم یار بایستی
  4. شمارهٔ ۵۳۶گر حسن جمال تو طلبکار نبودی
  5. شمارهٔ ۵۳۷گر پای سرو و دامن یاری گرفته ای
  6. شمارهٔ ۵۳۸به توتیای رهم خون ز چشم تر چیدی
  7. شمارهٔ ۵۳۹کمند عشوه گشادی و فتنه سر دادی
  8. شمارهٔ ۵۴۰به خودبینی به جز بتگر نباشی
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.