پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۷

گر پای سرو و دامن یاری گرفته ای

از محنت زمانه کناری گرفته ای

آگه نیی که در چه نفس سود عمر تست

از هر نفس اگر نه عیاری گرفته ای

عمرت همان دم است که با یار بوده ای

هیچ است اگر جزین به شماری گرفته ای

هشدار هان که باطن خود تیره کرده ای

از هرچه بر ضمیر غباری گرفته ای

نخل برهنه سنگ ز مردم نمی خورد

از خود بریز اگر بر و باری گرفته ای

گردون کشیده رخت تو را چون مسیح اگر

وقتی رکاب شیر سواری گرفته ای

هر سو فقیر فاتحه در کار می کند

یک بار از دم که نثاری گرفته ای

نازان به حسن خویشتنی هیچ از امتحان

آیینه ای ز آینه داری گرفته ای؟

بازی ز کعبتین فلک خورده ای مدام

نقش حریف کی به قماری گرفته ای

چندین فرامشی ز حبیب و دیار چیست

آخر اجازت از پی کاری گرفته ای

اینجا صداع را سر مخمور می خرد

تو سر ز درد نیم خماری گرفته ای

بوی از شمیم زلف «نظیری » نبرده ای

گر بر فراش عیش قراری گرفته ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۹کمند عشوه گشادی و فتنه سر دادی
  2. شمارهٔ ۵۴۰به خودبینی به جز بتگر نباشی
  3. شمارهٔ ۵۴۱سوی هرکس به عنایت نظر انداخته‌ای
  4. شمارهٔ ۵۴۲زان عنبرین کلاله که بر سر نهاده ای
  5. شمارهٔ ۵۴۳بس در وفا تأمل و تأخیر می کنی
  6. شمارهٔ ۵۴۴وقت آن آمد که خرگه با گل سوری زنی
  7. شمارهٔ ۵۴۵از کم سخنی و سر به زیری
  8. شمارهٔ ۵۴۶تو را گفتم ز صبح وصل مهرافروزتر باشی
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.