پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۶

تو را گفتم ز صبح وصل مهرافروزتر باشی

نه کز داغ و داع دوستان دلسوزتر باشی

به سعیت چون کمان می خواستم در بر کشم روزی

چه دانستم که از تیر قضا دل دوزتر باشی

من از شغل تو سرگردان شدم در ابجد دانش

تو در علم نظر هر دم نکات آموزتر باشی

مثال ما درین بستان زمستان و بهار آمد

که چندانی که من بد روز تو بهروزتر باشی

نه گردونی که با عالم قرابت کشتگی دارد

چرا هرچند زاری بشنوی کین توزتر باشی

تواضع جو که می سازد غرور و سرکشی خوارت

ز جمشید ار به حسن و دلبری فیروزتر باشی

«نظیری » تا بهار وصل گل افشان شود باید

ز بستان دردی هجران نشاط‌اندوزتر باشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۸شد آخر روز بر ناییی و میل دل همان باقی
  2. شمارهٔ ۵۴۹یک ره کم این حجره خاکی نگرفتی
  3. شمارهٔ ۵۵۰در هیچ مقامم نگذارد به درنگی
  4. شمارهٔ ۵۵۱گه به عشق کاکلت بر سینه سازم سنبلی
  5. شمارهٔ ۵۵۲کی سر غنچه او از هر بیان بیابی
  6. شمارهٔ ۵۵۳گر برون از برقع آن زلف پریشان آمدی
  7. شمارهٔ ۵۵۴جهان به طره عنبرفشان بیارایی
  8. شمارهٔ ۵۵۵نوشی به صد جان رایگان قوت روان کیستی؟
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.