پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۷

خلوتی خواهم و سودای سر زلف کسی

دم گرمی که چراغی بفروزد ز خسی

از گلم خار به دل می‌خلد افسوس که نیست

پر و بالی که گریزم به شکاف قفسی

شعله از قهر به بال و پر پروانه نکرد

آنچه از لطف کند شهد به بال مگسی

غم و اندیشه مرا زود درآورد از پای

پای برجاتر ازین می‌طلبد عشق کسی؟

بس تنک حوصله‌ام دست و دلی می‌خواهم

که بگیرم به فغان دامن فریادرسی

محملی نگذرد از بادیه ما ورنه

همه در وجد و سماعیم به بانگ جرسی

لاف سربازی ما با تو «نظیری» غلط است

چون تو بر چهره نداریم غبار فرسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۹یک ره کم این حجره خاکی نگرفتی
  2. شمارهٔ ۵۵۰در هیچ مقامم نگذارد به درنگی
  3. شمارهٔ ۵۵۱گه به عشق کاکلت بر سینه سازم سنبلی
  4. شمارهٔ ۵۵۲کی سر غنچه او از هر بیان بیابی
  5. شمارهٔ ۵۵۳گر برون از برقع آن زلف پریشان آمدی
  6. شمارهٔ ۵۵۴جهان به طره عنبرفشان بیارایی
  7. شمارهٔ ۵۵۵نوشی به صد جان رایگان قوت روان کیستی؟
  8. شمارهٔ ۵۵۶کجایی گنج پنهانی کجایی؟
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.