پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۵

از کم سخنی و سر به زیری

دادیم به خارها حریری

گشتیم ز بندگی خداوند

سلطان شد ایاز از اسیری

مرغان چو نشاط ما ببینند

بر گل نکنند خرده گیری

ناهید اگر به ما نشیند

بهرام نمی کند دلیری

ما را که غذای جان شمیم است

پیوسته کند صبا بشیری

مشگین نفس از خیال یاریم

گرد رخ گل کند عبیری

بردیم به آخرت ز دنیا

دل گرسنگی و چشم سیری

هر دیده و خوانده شد فراموش

الا تو ندیده در ضمیری

چون شاخ خزان فتاده بودم

شد شوق توام عصای پیری

هستی ز وجود تو عدم راست

عزست به هیچم ار پذیری

یک بار «نظیری » خودم خوان

تا شهره شوم به بی «نظیری »

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۷خلوتی خواهم و سودای سر زلف کسی
  2. شمارهٔ ۵۴۸شد آخر روز بر ناییی و میل دل همان باقی
  3. شمارهٔ ۵۴۹یک ره کم این حجره خاکی نگرفتی
  4. شمارهٔ ۵۵۰در هیچ مقامم نگذارد به درنگی
  5. شمارهٔ ۵۵۱گه به عشق کاکلت بر سینه سازم سنبلی
  6. شمارهٔ ۵۵۲کی سر غنچه او از هر بیان بیابی
  7. شمارهٔ ۵۵۳گر برون از برقع آن زلف پریشان آمدی
  8. شمارهٔ ۵۵۴جهان به طره عنبرفشان بیارایی
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.