پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۲

زان عنبرین کلاله که بر سر نهاده ای

منت به تاج بر سر قیصر نهاده ای

بر چهره زلف و خال بود خوش نما ولیک

خط بر عذار از همه خوشتر نهاده ای

آغوش جانم از بر و مویت معطر است

گل در شکنج زلف معنبر نهاده ای

حسن تو زیور تو بس است اینقدر چرا

بر گوش و سینه زحمت زیور نهاده ای

ترتیب ساز جشن ملوکانه کرده ای

اسباب بزم و رزم برابر نهاده ای

مینا به کف ز ساعد سیمین گرفته ای

خنجر به پیش از می احمر نهاده ای

از کبر بر مراد دل کس نبوده ای

تهمت به بخت و جرم بر اختر نهاده ای

خط عاشق لبان پر از انگبین تست

در راه مور دام ز شکر نهاده ای

آب حیات می چکد از لفظ چون درت

لب بر زلال خضر و سکندر نهاده ای

اوراق نظم و نثر «نظیری » بگو بسنج

بحری به کف سفینه گوهر نهاده ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۴وقت آن آمد که خرگه با گل سوری زنی
  2. شمارهٔ ۵۴۵از کم سخنی و سر به زیری
  3. شمارهٔ ۵۴۶تو را گفتم ز صبح وصل مهرافروزتر باشی
  4. شمارهٔ ۵۴۷خلوتی خواهم و سودای سر زلف کسی
  5. شمارهٔ ۵۴۸شد آخر روز بر ناییی و میل دل همان باقی
  6. شمارهٔ ۵۴۹یک ره کم این حجره خاکی نگرفتی
  7. شمارهٔ ۵۵۰در هیچ مقامم نگذارد به درنگی
  8. شمارهٔ ۵۵۱گه به عشق کاکلت بر سینه سازم سنبلی
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.