پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۱

سوی هرکس به عنایت نظر انداخته‌ای

تا قیامت ز خودش بی‌خبر انداخته‌ای

طمعم نیست کزین کو به سلامت بروم

که به هرسو که نهم پای، سر انداخته‌ای

عقل در حلقه نگنجد ز بس اندر خم زلف

دل سودازده بر یکدگر انداخته‌ای

فهم در دایره تنگ دهان تو گم است

گرچه از حلقه خالش به در انداخته‌ای

دل ز شیرین سخنان تو از آن شوریدست

که به گفتن نمکی در شکر انداخته‌ای

دل ما کیست که سرگشته رویت باشد

خانمان‌ها به شکرخنده برانداخته‌ای

شاه در کلبه درویش اقامت نکند

دولت ماست که بر ما گذر انداخته‌ای

دیده صد دجله به من داده سر و می‌سوزم

آتشم بین که چه در خشک و تر انداخته‌ای

بین چه‌ها گشته‌ام ای شمع جهان گرد سرت

که چو پروانه‌ام آتش به پر انداخته‌ای

گفتم این راه رسیدست به پایان دیدم

که از اول قدمم دورتر انداخته‌ای

من که تقدیر، جنیبت‌کشِ تدبیرم بود

بسته‌ای دستم و رختم ز خر انداخته‌ای

باید از اول شب کرد «نظیری» شب‌گیر

بار در مرحله پرخطر انداخته‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۳بس در وفا تأمل و تأخیر می کنی
  2. شمارهٔ ۵۴۴وقت آن آمد که خرگه با گل سوری زنی
  3. شمارهٔ ۵۴۵از کم سخنی و سر به زیری
  4. شمارهٔ ۵۴۶تو را گفتم ز صبح وصل مهرافروزتر باشی
  5. شمارهٔ ۵۴۷خلوتی خواهم و سودای سر زلف کسی
  6. شمارهٔ ۵۴۸شد آخر روز بر ناییی و میل دل همان باقی
  7. شمارهٔ ۵۴۹یک ره کم این حجره خاکی نگرفتی
  8. شمارهٔ ۵۵۰در هیچ مقامم نگذارد به درنگی
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.