پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۰

چند ما را به مدارا و فسون بند کنی؟

تا کی این رشته شود پاره و پیوند کنی؟

نگه بیهده بر دامن مژگان دوزی

خنده ساخته بر گوشه لب بند کنی

این شکرپاره فروشان همه عیارانند

بر تو حیفست که دل در گرو قند کنی

گر کنی هم نفسی با ادب آموزان کن

برخوری چون طلب از نخل برومند کنی

طبع نادان سبکسار نگیری زنهار

وزن خود راست به میزان خردمند کنی

پند من بشنو و بر چهره فشان گریه تلخ

کاین نه هزلست که تحسین به شکرخند کنی

خجل از کرده خود تا نشوی می باید

حلم را بر غضب و خشم خداوند کنی

بهتر از صحبت ارباب خرد بگزینی

ترک هم بزمی پرشور و شرر چند کنی

گنج بی رنج «نظیری » چه بود می دانی؟

بنشینی و دل از وسوسه خرسند کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۲از ما نهان ز کثرت اغیار بوده ای
  2. شمارهٔ ۵۳۳به مویی بسته صبرم نغمه تارست پنداری
  3. شمارهٔ ۵۳۴چمن قربانگه دنیای خونخوارست پنداری
  4. شمارهٔ ۵۳۵دریغا در چنین فصلی حریفم یار بایستی
  5. شمارهٔ ۵۳۶گر حسن جمال تو طلبکار نبودی
  6. شمارهٔ ۵۳۷گر پای سرو و دامن یاری گرفته ای
  7. شمارهٔ ۵۳۸به توتیای رهم خون ز چشم تر چیدی
  8. شمارهٔ ۵۳۹کمند عشوه گشادی و فتنه سر دادی
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.