پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۸

دریغ از صف مردان برون نتاخت یکی

دو کون را به یکی داو درنباخت یکی

هزار تیغ درین مشهد جزا برخاست

ندید عشق که مردانه سر فراخت یکی

کسی به معرکه عشق کامیاب نشد

ظفر دو اسبه مدد شد ولی نتاخت یکی

بسی به جستن اجزای کیمیا گشتند

ز صد هزار کس اکسیر زر نساخت یکی

دلیل و حجت حق دیگرست و حق دیگر

طریق جهل هزار و ره شناخت یکی

دوکون را که چه داند که هیچ کس نشناخت

جهانیان همه بردند و درنباخت یکی

درست و خرده این کارخانه مغشوشست

نخورد داروی سباک اگر گداخت یکی

نوای عشق به ساز و حریر و الحان نیست

هزار پرده شد آهنگ کی نواخت یکی

مقمری چو «نظیری » پاکباز نخاست

که بیش و کم به هم آورده داو ساخت یکی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۰چند ما را به مدارا و فسون بند کنی؟
  2. شمارهٔ ۵۳۱چو لعبتان خیال اند آدمی و پری
  3. شمارهٔ ۵۳۲از ما نهان ز کثرت اغیار بوده ای
  4. شمارهٔ ۵۳۳به مویی بسته صبرم نغمه تارست پنداری
  5. شمارهٔ ۵۳۴چمن قربانگه دنیای خونخوارست پنداری
  6. شمارهٔ ۵۳۵دریغا در چنین فصلی حریفم یار بایستی
  7. شمارهٔ ۵۳۶گر حسن جمال تو طلبکار نبودی
  8. شمارهٔ ۵۳۷گر پای سرو و دامن یاری گرفته ای
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.