پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۷

به دل فگار دارم گله بی نهایت از تو

به کدام امیدواری نکنم شکایت از تو

به هزار جان سپاری ز جفا نیامدی باز

شده ناامید دیگر دل من به غایت از تو

سر و برگ من نداری به کجا روم؟ چه سازم؟

دل پر شکایت از غم لب پر حکایت از تو

تو به خنده لب بجنبان دل و جان به تو مسلم

تو به رحم آشتی کن من و این ولایت از تو

ز رقیب اگر تنزل نکنم چه چاره سازم

که اگر به خون بگردم نرسد حمایت از تو

به ازین نمی توان شد که نصیب شد ز اول

گنه و جنایت از من کرم و عنایت از تو

دم مرگ شد «نظیری » ز جفاش دل تهی کن

که به روز حشر حرفی نکند سرایت از تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۹همنفسی به جان خرم قافله تتار کو؟
  2. شمارهٔ ۴۹۰به دوریت نتوان بود نیز دور از تو
  3. شمارهٔ ۴۹۱نوید عهد گل از نورسان باغ شنو
  4. شمارهٔ ۴۹۲نیست دوران را نشاطی رطل مالامال کو؟
  5. شمارهٔ ۴۹۳از صبح روزگار گشاد جبین مجو
  6. شمارهٔ ۴۹۴به دست طبع عنان داده ای دریغ از تو
  7. شمارهٔ ۴۹۵از نصیحت برفروزد روی تو
  8. شمارهٔ ۴۹۶حسن از خط شود قوی بازو
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.