پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۸

دلی دارم ازو دل ها شکسته

دلی از هر صدای پا شکسته

تنی دارم ز طوفان حوادث

چو کشتی در ته دریا شکسته

ز رعنایان که بر آتش نهندم

چو عودم سر به سر اعضا شکسته

بر اصلاحم فلک را دسترس نیست

درختم شاخ از بالا شکسته

کسی زان نشنود دادم برین بام

که سقف گنبد مینا شکسته

اجل از غم نمی سازد خلاصم

به مرگم آستین عمدا شکسته

شب دنیا سیاه از دست روز است

پر طاووس قدر پا شکسته

چنین سرمست و خرم کوه ازان است

که شیشه لاله بر خارا شکسته

ز بس کز شادی امروز ترسم

دلم از عشرت فردا شکسته

جهان در کار هرکس دید نقصی

قصورش بر سر دانا شکسته

کمان ابروی این زال رعنا

به جادوی ید بیضا شکسته

ز بس از فتنه می ترسد «نظیری »

سپاهی را به یک غوغا شکسته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۰تا شوی هم انس آگاهی اطلاق خواب ده
  2. شمارهٔ ۵۰۱عشق افسر ز سر جم به اشارت برده
  3. شمارهٔ ۵۰۲فکر و غم را سر به جان مردم ناشاد ده
  4. شمارهٔ ۵۰۳از خوی تند و سرکشت کس ایمن و خشنود نه
  5. شمارهٔ ۵۰۴از گلستان گل به بازار آمده
  6. شمارهٔ ۵۰۵شاهدی بر سر این کوچه پدیدار شده
  7. شمارهٔ ۵۰۶در بند تو زنجیر گرفتار شکسته
  8. شمارهٔ ۵۰۷آنی که به جان ناز تو را حور کشیده
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.