پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۱

عشق افسر ز سر جم به اشارت برده

با سپاهی دل محمود به غارت برده

نتواند لب عیسی به صد اعجاز گرفت

دل که آن چشم مهندس به مهارت برده

خواجه! در گوچه رندان نظرباز ملاف

که گدا نام شه اینجا به حقارت برده

عشق را فایده در کوی زیانکارانست

هر که زین کوی سفر کرده، خسارت برده

عشق در سینه و طاعت به جزا کرده بدل

گنج در خانه و دانگی به تجارت برده

بس که بگریسته ام در جگرم گرمی نیست

گریه ام از نفس گرم حرارت برده

رو به محراب گریبان تو نتوانم سود

که ز من دیده آلوده طهارت برده

من بیان هیچ ندارم، که سخن گفتن تو

از من اندیشه معنی به عبارت برده

کرده بر من در افسانه بی سامان باز

قفل خاموشی و مفتاح بصارت برده

ای خوشا عاقبت کار «نظیری » در عشق

در وفا مرده و جانان به زیارت برده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۳از خوی تند و سرکشت کس ایمن و خشنود نه
  2. شمارهٔ ۵۰۴از گلستان گل به بازار آمده
  3. شمارهٔ ۵۰۵شاهدی بر سر این کوچه پدیدار شده
  4. شمارهٔ ۵۰۶در بند تو زنجیر گرفتار شکسته
  5. شمارهٔ ۵۰۷آنی که به جان ناز تو را حور کشیده
  6. شمارهٔ ۵۰۸دیوانه‌ام ز خانه مشوش برآمده
  7. شمارهٔ ۵۰۹روندگان ملولیم روبهم کرده
  8. شمارهٔ ۵۱۰در عهد تو یک سر به گریبان نرسیده
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.