پرش به محتوای اصلی
ابن یمین

ابن یمین

رباعیات

۶۲۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ بودند جهاندار بسی خسرو و گرد
  2. شمارهٔ ۲۴۲ بنگر که صبا باز چه نیرنگ آورد
  3. شمارهٔ ۲۴۳ بر خوان خود ار زهر گیا باید خورد
  4. شمارهٔ ۲۴۴ تا در دل من مهر تو مهوش باشد
  5. شمارهٔ ۲۴۵ تا جیب تو بهر ماه مطلع کردند
  6. شمارهٔ ۲۴۶ تا در سرم ای رشک پری چشم بود
  7. شمارهٔ ۲۴۷ تا در تن من هیچ رگ و پی باشد
  8. شمارهٔ ۲۴۸ تا مرغ روانت در قفس خواهد بود
  9. شمارهٔ ۲۴۹ تا دست من از وصل تو کوتاه بود
  10. شمارهٔ ۲۵۰ تا دل غم آنجان جهان خواهد خورد
  11. شمارهٔ ۲۵۱ تا یوسف عهد را بچاه افکندند
  12. شمارهٔ ۲۵۲ تا بسته صحبت کسی خواهی بود
  13. شمارهٔ ۲۵۳ تا ماتم فرزند علی گشت پدید
  14. شمارهٔ ۲۵۴ تا قدر بلند آسمان پست شود
  15. شمارهٔ ۲۵۵ تا ابن یمین از این جهان می نرود
  16. شمارهٔ ۲۵۶ تا خوی بد یار دگر سان نشود
  17. شمارهٔ ۲۵۷ تا چرخ و فلک مدار بنیاد نهاد
  18. شمارهٔ ۲۵۸ چون شب رقم از غالیه بر روز کشید
  19. شمارهٔ ۲۵۹ انکس که ز عاشقان نشانی دارد
  20. شمارهٔ ۲۶۰ چون اشکم ازینچشم چو جیحون بچکد
  21. شمارهٔ ۲۶۱ چون نرکس تو غمزه جادو بگشود
  22. شمارهٔ ۲۶۲ چون جیش حبش گرد رخش صف میزد
  23. شمارهٔ ۲۶۳ چون گشت زمین از سپه برف سفید
  24. شمارهٔ ۲۶۴ چون نرگست آغازه بدمستی کرد
  25. شمارهٔ ۲۶۵ آن دم که خم عشق بجوش آمده بود
  26. شمارهٔ ۲۶۶ چشمم چو بر آن رسته دندان افتاد
  27. شمارهٔ ۲۶۷ چون سرو سهی قد تو پیراسته شد
  28. شمارهٔ ۲۶۸ خورشید نماز شام چون روی تو دید
  29. شمارهٔ ۲۶۹ خوش باش که جز تو دگری نیست پدید
  30. شمارهٔ ۲۷۰ خطش رقم غالیه بر ماه کشید
  31. شمارهٔ ۲۷۱ خصمت که عناد با تو آغاز کند
  32. شمارهٔ ۲۷۲ خوشتر ز لب آن بت چین نوش که دید
  33. شمارهٔ ۲۷۳ دل خون شد و فریادرسی راست نکرد
  34. شمارهٔ ۲۷۴ در هجر تو از من اثر وعین نماند
  35. شمارهٔ ۲۷۵ در حال که جانان برم آید برود
  36. شمارهٔ ۲۷۶ دلبر شب دوش چون ز رخ پرده گشود
  37. شمارهٔ ۲۷۷ دلبر بجفا ممتحنم میدارد
  38. شمارهٔ ۲۷۸ روشن شود آنرا که هدایت باشد
  39. شمارهٔ ۲۷۹ پندم بشنو که هر که این پند شنود
  40. شمارهٔ ۲۸۰ ز اندیشه هر چه وصف مالی دارد
  41. شمارهٔ ۲۸۱ شاها ز منت گرچه نمیآید یاد
  42. شمارهٔ ۲۸۲ گردون نفسی بکار من دور نکرد
  43. شمارهٔ ۲۸۳ گر دلبر ما غمخور ما خواهد بود
  44. شمارهٔ ۲۸۴ گر دوست بکام در کنارم باشد
  45. شمارهٔ ۲۸۵ عاقل سخن ار چه پیش محرم گوید
  46. شمارهٔ ۲۸۶ مردم نکند روزی خود بیش بجهد
  47. شمارهٔ ۲۸۷ هر چند که فرزند بسامان باشد
  48. شمارهٔ ۲۸۸ ما را فلک از دوست اگر دور افکند
  49. شمارهٔ ۲۸۹ هر کو بجهان بجز خوشی نگزیند
  50. شمارهٔ ۲۹۰ وقتیکه یلان برند بر کنده حسد
  51. شمارهٔ ۲۹۱ در کان کرم فضه وارزیز نماند
  52. شمارهٔ ۲۹۲ گفتند که خرمی در افاق نماند
  53. شمارهٔ ۲۹۳ هرگز فلکم زیاد می نگذارد
  54. شمارهٔ ۲۹۴ رویت که در او دیده صفای جان دید
  55. شمارهٔ ۲۹۵ هرگز بمراد من فلک دور نکرد
  56. شمارهٔ ۲۹۶ نفسیست مرا که تشنگیش ار بکشد
  57. شمارهٔ ۲۹۷ یارم چو بباغ وصل خود بار نداد
  58. شمارهٔ ۲۹۸ شب نیست که دور از تو دلم خون نشود
  59. شمارهٔ ۲۹۹ هر کو ز هوا در آتش می افتاد
  60. شمارهٔ ۳۰۰ محمود طبیب چون بطب دست گشود

متن اشعار به نقل از گنجور.