پرش به محتوای اصلی
عطار

عطار

عذر آوردن مرغان

۹۸ شعر

فهرست اشعار

  1. سخن دیوانه‌ای دربارهٔ عالم نیم شب دیوانه‌ای خوش می‌گریست
  2. حکایت احمد حنبل که پیش بشر حافی می‌رفت احمد حنبل امام عصر بود
  3. حکایت پادشاه هندوان که اسیر محمود گشت و مسلمان شد هندوان را پادشاهی بود پیر
  4. حکایت مردی غازی و مردی کافر که مهلت نماز به یکدیگر دادند غازیی از کافری بس سرفراز
  5. حکایت یوسف و ده برادرش که در قحطی به چاره جویی پیش او آمدند و گفتگوی آنها ده برادر قحطشان کرده نفور
  6. حکایت غلامان عمید خراسان و دیوانهٔ ژنده‌پوش در خراسان بود دولت بر مزید
  7. حکایت دیوانه‌ای که از سرما به ویرانه‌ای پناه برد و خشتی بر سرش خورد گفت آن دیوانهٔ تن برهنه
  8. حکایت مردی که خری به عاریت گرفت و آنرا گرگ درید بود در کاریز بی‌سرمایه‌ای
  9. قحطی مصر و مردن مردم و گفتهٔ مرد دیوانه خاست اندر مصر قحطی ناگهان
  10. حکایت دیوانه‌ای که تگرگی بر سرش خورد و گمان برد کودکان بر سر او سنگ می‌زنند بود آن دیوانه خون از دل چکان
  11. گفتهٔ واسطی که گذارش بر گور جهودان افتاد واسطی می‌رفت سرگردان شده
  12. پاسخ بایزید به نکیر و منکر چون برفت از دار دنیا بایزید
  13. حکایت درویش حق‌جو و راز و نیاز او بود درویشی ز فرط عشق زار
  14. حکایت محمود که مهمان گلخن تاب شد یک شبی محمود دل پر تاب شد
  15. سقایی که از سقای دیگر آب خواست می‌شد آن سقا مگر آبی به کف
  16. حکایت شیخ بوبکر نشابوری که خرش بر لاف زدن او بادی رها کرد شیخ بوبکر نشابوری به راه
  17. حکایت رازجویی موسی از ابلیس حق تعالی گفت با موسی به راز
  18. عقیدهٔ مردی پاک‌دین دربارهٔ مبتدی پاک دینی گفت آن نیکوترست
  19. شیخی که از سگی پلید دامن در نچید در بر شیخی سگی می‌شد پلید
  20. حکایت عابدی که در زمان موسی مشغول ریش خود بود عابدی بودست در وقت کلیم
  21. حکایت ابلهی که در آب افتاد و ریش بزرگش وبال او بود داشت ریشی بس بزرگ آن ابلهی
  22. حکایت صوفیی که هرگاه جامه می‌شست باران می‌آمد صوفیی چون جامه شستی گاه گاه
  23. حکایت دیوانه‌ای که در کوهسار با پلنگان انس کرده بود بود مجنونی عجب در کوه سار
  24. حکایت عزیزی که از داشتن خداوند شادی میکرد آن عزیزی گفت شد هفتاد سال
  25. حکایت مستی که مست دیگر را بر مستی ملامت میکرد بود مستی سخت لایعقل، خراب
  26. حکایت عاشقی که عیب چشم یار را پس از نقصان عشق دید بود مردی شیردل خصم افکنی
  27. حکایت محتسبی که مستی را میزد و گفتار آن مست محتسب آن مرد را می‌زد به زور
  28. گفتهٔ بوعلی رودبار در وقت مرگ وقت مردن بوعلی رودبار
  29. پیام خداوند به بندگان توسط داود حق تعالی گفت ای داود پاک
  30. نارضا بودن ایاز از اینکه محمود سلطنت را به او داد گفت ایاز خاص را محمود خواند
  31. مناجات رابعه با خداوند رابعه گفتی که ای دانای راز
  32. خطاب خالق با داود خالق آفاق من فوق الحجاب
  33. حکایت محمود که لات را به هندوان نفروخت و آنرا سوزاند یافتند آن بت که نامش بود لات
  34. حکایت محمود که برای فتح غزنین نذر کرد غنایم را به درویشان بدهد گفت چون محمود شاه خسروان
  35. حکایت چوب خوردن یوسف به دستور زلیخا چون زلیخا حشمت واعزاز داشت
  36. حکایت خواجه‌ای که از غلامش خواست او را برای نماز بیدار کند خواجه زنگی را غلامی چست بود
  37. گفتار بوعلی طوسی دربارهٔ اهل جنت و اهل دوزخ بوعلی طوسی که پیر عهد بود
  38. حکایت مردی که از نبی اجازهٔ نماز بر مصلایی گرفت از نبی در خواست مردی پر نیاز

متن اشعار به نقل از گنجور.