پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

حکایت رازجویی موسی از ابلیس

حق تعالی گفت با موسی به راز

کاخر از ابلیس رمزی جوی باز

چون بدید ابلیس را موسی به راه

گشت از ابلیس موسی رمزخواه

گفت دایم یاددار این یک سخن

من مگو تا تو نگردی همچومن

گر به مویی زندگی باشد ترا

کافری نه بندگی باشد ترا

راه را انجام در ناکامیست

نام نیک مرد در بدنامیست

زانک اگر باشد درین ره کامران

صد منی سر برزند در یک زمان

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. شیخی که از سگی پلید دامن در نچیددر بر شیخی سگی می‌شد پلید
  2. حکایت عابدی که در زمان موسی مشغول ریش خود بودعابدی بودست در وقت کلیم
  3. حکایت ابلهی که در آب افتاد و ریش بزرگش وبال او بودداشت ریشی بس بزرگ آن ابلهی
  4. حکایت صوفیی که هرگاه جامه می‌شست باران می‌آمدصوفیی چون جامه شستی گاه گاه
  5. حکایت دیوانه‌ای که در کوهسار با پلنگان انس کرده بودبود مجنونی عجب در کوه سار
  6. حکایت عزیزی که از داشتن خداوند شادی میکردآن عزیزی گفت شد هفتاد سال
  7. حکایت مستی که مست دیگر را بر مستی ملامت میکردبود مستی سخت لایعقل، خراب
  8. حکایت عاشقی که عیب چشم یار را پس از نقصان عشق دیدبود مردی شیردل خصم افکنی
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.