پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

حکایت صوفیی که هرگاه جامه می‌شست باران می‌آمد

صوفیی چون جامه شستی گاه گاه

میغ کردی جملهٔ عالم سیاه

جامه چون پر شوخ شد یک بارگی

گرچه بود از میغ صد غم خوارگی

از پی اشنان سوی بقال شد

میغ پیدا آمد و آن حال شد

مرد گفت ای میغ چون گشتی پدید

رو که مویزم همی باید خرید

من ازو مویز پنهان می‌خرم

تو چه می‌آیی، نه اشنان می‌خرم

از تو چند اشنان فرو ریزم به خاک

دست از صابون بشستم از تو پاک

دیگری گفتش بگو ای نامور

تا به چه دلشاد باشم در سفر

گر بگویی، کم شود آشفتنم

اندکی رشدی بود در رفتنم

رشد باید مرد را در راه دور

تا نگردد از ره و رفتن نفور

چون ندارم من قبول و رشد غیب

خلق را رد می‌کنم از خو به عیب

گفت تا هستی بدو دلشاد باش

وز همه گویندهٔ آزاد باش

چون بدو جانت تواند بود شاد

جان پر غم را بدوکن زود شاد

در دو عالم شادی مردان بدوست

زندگی گنبد گردان بدوست

پس تو هم از شادی او زنده باش

چون فلک در شوق او گردنده باش

چیست زو بهتر، بگو ای هیچ کس

تا بدان تو شاد باشی یک نفس

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. حکایت عزیزی که از داشتن خداوند شادی میکردآن عزیزی گفت شد هفتاد سال
  2. حکایت مستی که مست دیگر را بر مستی ملامت میکردبود مستی سخت لایعقل، خراب
  3. حکایت عاشقی که عیب چشم یار را پس از نقصان عشق دیدبود مردی شیردل خصم افکنی
  4. حکایت محتسبی که مستی را میزد و گفتار آن مستمحتسب آن مرد را می‌زد به زور
  5. گفتهٔ بوعلی رودبار در وقت مرگوقت مردن بوعلی رودبار
  6. پیام خداوند به بندگان توسط داودحق تعالی گفت ای داود پاک
  7. نارضا بودن ایاز از اینکه محمود سلطنت را به او دادگفت ایاز خاص را محمود خواند
  8. مناجات رابعه با خداوندرابعه گفتی که ای دانای راز
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.