پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

مناجات رابعه با خداوند

رابعه گفتی که ای دانای راز

دشمنان را کار دنیا می‌بساز

دوستان را آخرت ده بردوام

زانک من زین کار آزادم مدام

گر ز دنیا و آخرت مفلس شوم

کم غمم گر یک دمت مونس شوم

بس بود این مفلسی از تو مرا

زانک دایم تو بسی از تو مرا

گر بسوی هر دو عالم بنگرم

یا به جز تو هیچ خواهم، کافرم

هرکرا او هست، کل او را بود

هفت دریا زیر پا او را بود

هرچ بود و هست و خواهد بود نیز

مثل دارد، جز خداوند عزیز

هرچ را جویی جزو یابی نظیر

اوست دایم بی‌نظیر وناگزیر

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. حکایت محمود که لات را به هندوان نفروخت و آنرا سوزاندیافتند آن بت که نامش بود لات
  2. حکایت محمود که برای فتح غزنین نذر کرد غنایم را به درویشان بدهدگفت چون محمود شاه خسروان
  3. حکایت چوب خوردن یوسف به دستور زلیخاچون زلیخا حشمت واعزاز داشت
  4. حکایت خواجه‌ای که از غلامش خواست او را برای نماز بیدار کندخواجه زنگی را غلامی چست بود
  5. گفتار بوعلی طوسی دربارهٔ اهل جنت و اهل دوزخبوعلی طوسی که پیر عهد بود
  6. حکایت مردی که از نبی اجازهٔ نماز بر مصلایی گرفتاز نبی در خواست مردی پر نیاز
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.