پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

خطاب خالق با داود

خالق آفاق من فوق الحجاب

کرد با داود پیغامبر خطاب

گفت هر چیزی که هست آن در جهان

خوب و زشت و آشکارا و نهان

جمله را یابی عوض الا مرا

نه عوض یابی و نه همتا مرا

چون عوض نبود مرا، بی من مباش

من بسم جان تو، تو جان کن مباش

ناگزیر تو منم، این حلقه گیر

یک نفس غافل مباش ای ناگزیر

لحظه‌ای بی من بقای جان مخواه

هرچ جز من نیست آید، آن مخواه

ای طلب کار جهاندار آمده

روز و شب در درد این کار آمده

اوست در هر دو جهان مقصود تو

گر ز روی امتحان معبود تو

بر تو بفروشد جهان پیچ‌پیچ

در جهان مفروش تو او را به هیچ

بت بود هرچ آن گزینی تو برو

کافری گر جان گزینی تو برو

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. حکایت محمود که برای فتح غزنین نذر کرد غنایم را به درویشان بدهدگفت چون محمود شاه خسروان
  2. حکایت چوب خوردن یوسف به دستور زلیخاچون زلیخا حشمت واعزاز داشت
  3. حکایت خواجه‌ای که از غلامش خواست او را برای نماز بیدار کندخواجه زنگی را غلامی چست بود
  4. گفتار بوعلی طوسی دربارهٔ اهل جنت و اهل دوزخبوعلی طوسی که پیر عهد بود
  5. حکایت مردی که از نبی اجازهٔ نماز بر مصلایی گرفتاز نبی در خواست مردی پر نیاز
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.