پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

حکایت ابلهی که در آب افتاد و ریش بزرگش وبال او بود

داشت ریشی بس بزرگ آن ابلهی

غرقه شد در آب دریا ناگهی

دیدش از خشکی مگر مردی سره

گفت از سر برفکن آن توبره

گفت نیست آن توبره، ریش منست

نیست خود این ریش، تشویش منست

گفت احسنت اینت ریش و اینت کار

تو فروده اینت خواهد کشت زار

ای چو بز از ریش خود شرمیت نه

برگرفته ریش و آزرمیت نه

تا ترا نفسی و شیطانی بود

در تو فرعونی و هامانی بود

پشم درکش همچو موسی کون را

ریش گیر آنگاه این فرعون را

ریش این فرعون گیر و سخت دار

جنگ ریشاریش کن مردانه‌وار

پای درنه، ترک ریش خویش گیر

تا کیت زین ریش، ره در پیش گیر

گرچه از ریشت به جز تشویش نیست

یک دمت پروای ریش خویش نیست

در ره دین آن بود فرزانه‌ای

کو ندارد ریش خود را شانه‌ای

خویش را از ریش خود آگه کند

ریش را دستار خوان ره کند

نه به جز خونابه آبی یابد او

نه به جز از دل کبابی یابد او

گر بود گازر، نبیند آفتاب

ور بود دهقان، نیارد میغ آب

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. حکایت دیوانه‌ای که در کوهسار با پلنگان انس کرده بودبود مجنونی عجب در کوه سار
  2. حکایت عزیزی که از داشتن خداوند شادی میکردآن عزیزی گفت شد هفتاد سال
  3. حکایت مستی که مست دیگر را بر مستی ملامت میکردبود مستی سخت لایعقل، خراب
  4. حکایت عاشقی که عیب چشم یار را پس از نقصان عشق دیدبود مردی شیردل خصم افکنی
  5. حکایت محتسبی که مستی را میزد و گفتار آن مستمحتسب آن مرد را می‌زد به زور
  6. گفتهٔ بوعلی رودبار در وقت مرگوقت مردن بوعلی رودبار
  7. پیام خداوند به بندگان توسط داودحق تعالی گفت ای داود پاک
  8. نارضا بودن ایاز از اینکه محمود سلطنت را به او دادگفت ایاز خاص را محمود خواند
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.