پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

گفتهٔ بوعلی رودبار در وقت مرگ

وقت مردن بوعلی رودبار

گفت جانم بر لب آمد ز انتظار

آسمان را در همه بگشاده‌اند

در بهشتم مسندی بنهاده‌اند

همچو بلبل قدسیان خوش سرای

بانگ می‌دارند کای عاشق درآی

شکر می‌کن پس به شادی می‌خرام

زانک هرگز کس ندیدست این مقام

گرچه این انعام و این توفیق هست

می‌ندارد جانم از تحقیق دست

زانک می‌گوید ترا با این چه کار

داده‌ای عمری درازم انتظار

نیست برگم تا چو اهل شهوتی

سر فرو آرم به اندک رشوتی

عشق تو با جان من در هم سرشت

من نه دوزخ دانم اینجا نه بهشت

گر بسوزی همچو خاکستر مرا

در نیابد جز تو کس دیگر مرا

من ترادانم، نه دین، نه کافری

نگذرم من زین، اگر تو بگذری

من ترا خواهم، ترا دانم، ترا

هم تو جانم را و هم جانم ترا

حاجت من در همه عالم تویی

این جهانم و آن جهانم هم تویی

حاجت این دل شده، مویی برآر

یک نفس با من به هم هویی برآر

جان من گر سرکشد مویی ز تو

جان ببر، هایی ز من هویی ز تو

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. نارضا بودن ایاز از اینکه محمود سلطنت را به او دادگفت ایاز خاص را محمود خواند
  2. مناجات رابعه با خداوندرابعه گفتی که ای دانای راز
  3. خطاب خالق با داودخالق آفاق من فوق الحجاب
  4. حکایت محمود که لات را به هندوان نفروخت و آنرا سوزاندیافتند آن بت که نامش بود لات
  5. حکایت محمود که برای فتح غزنین نذر کرد غنایم را به درویشان بدهدگفت چون محمود شاه خسروان
  6. حکایت چوب خوردن یوسف به دستور زلیخاچون زلیخا حشمت واعزاز داشت
  7. حکایت خواجه‌ای که از غلامش خواست او را برای نماز بیدار کندخواجه زنگی را غلامی چست بود
  8. گفتار بوعلی طوسی دربارهٔ اهل جنت و اهل دوزخبوعلی طوسی که پیر عهد بود
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.