پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

پیام خداوند به بندگان توسط داود

حق تعالی گفت ای داود پاک

بندگانم را بگو کای مشت خاک

گرنه دوزخ نه بهشتستی مرا

بندگی کردن نه زشتستی مرا

گر نبودی هیچ نور و هیچ نار

نیستی با من شما را هیچ کار

من چو استحقاق آن دارم عظیم

می‌پرستیدیم نه از اومید و بیم

گر رجا و خوف نه در پی بدی

پس شما را کار با من کی بدی

می‌سزد چون من خداوندم مدام

کز میان جان پرستیدم مدام

بنده را گو بازکش از غیر دست

پس به استحقاق ما را می‌پرست

هرچ آن جز ما بود در هم فکن

چون فکندی بر همش در هم شکن

چون شکستی، پاک در هم سوز تو

جمع کن خاکسترش یک روز تو

این همه خاکستر آنگه برفشان

تا شود از باد عزت بی‌نشان

چون چنین کردی ترا آید کنون

آنچ می‌جویی ز خاکستر برون

گر ترا مشغول خلد و حور کرد

تو یقین دان کان ز خویشت دور کرد

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. مناجات رابعه با خداوندرابعه گفتی که ای دانای راز
  2. خطاب خالق با داودخالق آفاق من فوق الحجاب
  3. حکایت محمود که لات را به هندوان نفروخت و آنرا سوزاندیافتند آن بت که نامش بود لات
  4. حکایت محمود که برای فتح غزنین نذر کرد غنایم را به درویشان بدهدگفت چون محمود شاه خسروان
  5. حکایت چوب خوردن یوسف به دستور زلیخاچون زلیخا حشمت واعزاز داشت
  6. حکایت خواجه‌ای که از غلامش خواست او را برای نماز بیدار کندخواجه زنگی را غلامی چست بود
  7. گفتار بوعلی طوسی دربارهٔ اهل جنت و اهل دوزخبوعلی طوسی که پیر عهد بود
  8. حکایت مردی که از نبی اجازهٔ نماز بر مصلایی گرفتاز نبی در خواست مردی پر نیاز
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.