پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

حکایت مستی که مست دیگر را بر مستی ملامت میکرد

بود مستی سخت لایعقل، خراب

آب کارش برده کلی کار آب

درد و صاف از بس که در هم خورده بود

از خرابی پا و سر گم کرده بود

هوشیاری را گرفت از وی ملال

پس نشاند آن مست را اندر جوال

برگرفتش تا برد با جای خویش

آمدش مستی دگر در راه پیش

مست دیگر هر زمان با هر کسی

می‌شد و می کرد بد مستی بسی

مست اول، آنک بود اندر جوال

چون بدید آن مست را بس تیره حال

گفت ای مدبر دو کم بایست خورد

تا چو من می‌رفتی و آزاد و فرد

آن او می‌دید، آن خویش نه

هست حال ما همه زین بیش نه

عیب بین زانی که تو عاشق نه ای

لاجرم این شیوه را لایق نه ای

گر ز عشق اندک اثر می‌دیدیی

عیبها جمله هنر می‌دیدیی

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. حکایت محتسبی که مستی را میزد و گفتار آن مستمحتسب آن مرد را می‌زد به زور
  2. گفتهٔ بوعلی رودبار در وقت مرگوقت مردن بوعلی رودبار
  3. پیام خداوند به بندگان توسط داودحق تعالی گفت ای داود پاک
  4. نارضا بودن ایاز از اینکه محمود سلطنت را به او دادگفت ایاز خاص را محمود خواند
  5. مناجات رابعه با خداوندرابعه گفتی که ای دانای راز
  6. خطاب خالق با داودخالق آفاق من فوق الحجاب
  7. حکایت محمود که لات را به هندوان نفروخت و آنرا سوزاندیافتند آن بت که نامش بود لات
  8. حکایت محمود که برای فتح غزنین نذر کرد غنایم را به درویشان بدهدگفت چون محمود شاه خسروان
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.